فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩٥ - پارهاى از آراى ويژؤ محقق اردبيلى و سنجيدن آنها با ديدگاههاى ديگر فقيهان محمّدعلى برزنونى
ديدگاه محقق اردبيلى
محقق اردبيلى در كتاب زبدة البيان،ذيل بحث از آيه ٢١٧ سورؤ بقرهمىنويسد:
آيه بر حرام بودن جهاد در ماههاى حرام و حرام بودن جلوگيرى از كارهاى نيك مفيد براى همگان و بر تشويق به جنگ و بر جايز نبودن ارتداد دلالت مىكند...
بنابراين كه باور به پذيرش توبه مرتد داشته باشيم و قيد جاودانگى در آتش را در خصوص مرگ در حال ارتداد و كفر بدانيم،به محض ارتداد،و از سوى ديگر،مرتد،اعم از فطرى و غير آن است؛از اين روى،قول به پذيرش توبؤ مرتد فطرى دور نيست. به اين معنا كه عبادت او صحيح است و شايستگى داخل شدن بهشت را دارد و نه سزاوار جاودانگى در آتش را.
مقتضاى عقل نيز چنين است؛ چرا كه او در هر حال،مكلف به ايمان و عبادتهاى ترتيب يافته بر آن است و تكليف،بدون درستى عبادتها و شايستگى داخل شدن به بهشت،بر خدا،محال است.
پارهاى احكام در مورد مرتد فطرى كه به دليل شرعى ثابت است،مانند كشتن او،ناسازگارى با پذيرش توبؤ او، ندارد.
قول به نجس بودن او نيز،دور مىنمايد... چرا كه معنى ندارد كه وى را نجس بدانيم،با اين حال،عبادتهاى او را درست قلمداد كنيم. (١٨٣)
حكم استخاره
دربارؤاستخاره،در كتابهاى فقهى،بحث بسيارى نشده است و مشهور بر آنند كه جايز است.
معناى مشهور استخاره،طلب خير از خداست، به اين معنى كه از خدا بخواهد كه خير او را در آن كار قرار دهد. استخاره،واگذاردن امر،به خداوند است.
(١٨٣)زبدة البيان،ص ٣٠٥.