فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧١ - پارهاى از آراى ويژؤ محقق اردبيلى و سنجيدن آنها با ديدگاههاى ديگر فقيهان محمّدعلى برزنونى
محقق اردبيلى، سپس رواياتى را كه تأييد كننده اين قول و دربردارندؤتعريف بلند و آهسته خواندن و خواندن ميانه است،ياد مىكند و مىآورد:
جمع بين اخبار گوناگون،به گونهاى كه با اصل نيز سازگار باشد، آن است كه اخبار دلالت كنندؤ بر بلند و آهسته خواندن را حمل بر استحباب كنيم... و ظاهر اين است كه گيريم كه بلند و آهسته خواندن واجب باشد، ناگزير از به ميان آوردن عرف هستيم، عرف داورى كند كه صدا بلند است،يا آهسته.
آنگاه محقق اردبيلى دليلهاى واجب بودن آهسته و بلند خواندن بر مردان را چنين مىشمارد:
دليل واجب بودن بلند و آهسته خواندن حمد وسوره بر مردان،شهرت و روايت زراره (١١٢)و سيرؤهميشگى ائمه(ع)و سخن پيامبر(ع)است كه فرمود:صلّوا كما رأيتموني أصلّى.
در بررسى اين دليلها مىنويسد:
مىتوان گفت: شهرت،حجت نيست و در درستى خبر،جاى درنگ است...از سيرؤ پيوسته ائمه(ع) در حالى كه ما علم به گونؤعمل آنان كه از روى وجوب،يا استحبابى بوده نداريم،نمىتوان استفاده واجب بودن كرد.
بيانى بودن فعل آنان،با وجود اقوالى كه در اين باره رسيده،ثابت نيست... مىتوان بر استحباب بلند و آهسته خواندن،به اصل و اطلاق امر به نماز و قرائت و نيز به روايات صحيح،استدلال كرد...
دوباره گزاردن نماز كه در روايت زراره آمده، استحبابى است، نه وجوبى،به ويژه كه اينگونه مبالغهها در مستحبات،زياد و معمول است.
تأييد كننده مستحبى بودن آهسته و بلند خواندن مردان، قوى نبودن دليل واجب بودن بلند و آهسته است و نيز استفاده از قانونهاى شريعت كه ناآگاهى،بهانهاى در ترك واجبها و شرايط آنها به شمار نمىآيد و بلكه ناآگاه را بدتر از فراموشكار
(١١٢)وسائل الشيعه،ابواب القرائة فى الصلاة، باب ٢٦، ح ١.