فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٢ - پارهاى از آراى ويژؤ محقق اردبيلى و سنجيدن آنها با ديدگاههاى ديگر فقيهان محمّدعلى برزنونى
روايت شريفه،مانند: {ما بين المشرق و المغرب قبله } كه از اخبار صحيحى است كه از من لا يحضره الفقيه و تهذيب نيز نقل شده و روايات ديگرى كه دليل آن است.
افزون بر اين، از اصل آسانگيرى در شريعت نيز همين را اقتضا دارد و نيز،نبود آنچه كه شايستگى دليل بودن را داشته باشد...
خردمندانه نيست كه شارع، چيزى را واجب كند و در آن،دقت را لازم بشمرد و تقليد را در آن نادرست بداند و از سويى، اصل كل عبادتها را بستگى به آن بداند و ذبح حلال و پاك حيوانها و دفن مردگان را،كه آخرين كار بندگان است،به آن مشروط كند،با اين حال،راه عمل نشان ندهد و كوتاهى بورزد و آن را به عهدؤعلم هيئت و ستارهشناسى واگذارد. دانشى كه تنها براى كسى به دست مىآيد كه بيشتر عمر، بلكه تمام عمر خود را با هوشيارى تمام صرف آموختن آن و دانشهاى ديگر را رها كند. به راستى، چگونه مىتوان از نو رسيدگان و پيرزنان درمانده كه هيچ نمىدانند،بلكه بيشترين مردان و زنان،آن دقت و تفصيل خواست؟[چگونه امكان دارد شارع در امر مهم قبله، با شرحى كه فقيهان آوردهاند،سستى بورزد؟ [با اين كه به ساير احكام،حتى احكام خدا و امور مستحبى اذان و... با شرح و به گونؤ گسترده همت مىگمارد.
اگر ترس از مخالفت با علما نبود،به ظاهر «شطر المسجد الحرام» بسنده مىكردم و به روايت شريفه اكتفا مىكردم و براى عامى،تقليد از كارشناس مورد اعتماد را جايز مىكرد. با اين كه مخالف با علماست، گمان و فتواى من،چنين است...
افزون بر اين كه بسنده كردن اصحاب به قبرهاى مسلمانان و قبله آنان در صورت آشكار نشدن نادرستى قبله آنان... و بسنده كردن به ديدن جدى و اعتبار شرق و غرب... نزديك به مطلبى است كه من آن را بيان داشتم. پس درنگ كن و به احكام رو آور كه آنها اصل و اساس هستند.
محقق اردبيلى،در صورت نبود علم و گمان در قبله و جهت آن مىنويسد:
بر فرض نبود علم و گمان در جهت قبله،عبارت بيشتر اصحاب مىرساند