فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٠ - داد و ستد خردسالان درنگاه محقق اردبيلى محمد رحمانى
و نيز در روايت دوم تصريح شده معيار واگذارى اموال به دختر بچه، زمانى است كه اموال را فاسد نكند و اين زمانىخواهد بود كه رشد عقلى و فكرى در او حاصل گردد. پس اين روايت نيز، نص است در شرط بودن رشد فكرى نه بلوغ سنى.
و اما روايت سوم، گرچه در آن سخنى از رشد خردسال به ميان نيامده و معيار درستى خريد و فروش خردسال، رسيدن به پانزده سالگى و يا احتلام و يا روييدن موى برصورت و يا زهار او دانسته شده، ولى به قرينه روايت اول و دوم، دور نيست اگر بگويم بلوغ سنى و اين نشانههاى سهگانه، امارهاند جهت به دست آوردن رشد فكرى، بويژه كه درستى و نادرستى داد و ستدها از امور تعبدى محض نيست و مناسبتحكم و موضوع، اقتضا مىكند كه معيار درستى و نادرستى رشد فكرى و اجتماعى باشد.
افزون بر اين، مطالب اين روايت از نظر سند ضعيف است؛زيرا عبدالعزيز عبدى كه در سند واقع شده توثيق ندارد.
و اما روايت چهارم، به قرينه ذيل روايت كه مىفرمايد: «اگريتيم بالغ گردد، ولى كم خرد و يا ضعيف باشد، كارهايش روا نيست» مىتوانيم بگوييم اين روايت نيز، دلالت دارد بر شرط بودن رشد فكرى.
نتيجه
گزيده سخن در بخش روايات اين است كه دسته اول و دومارتباطى به شرط بودن بلوغ سنى و يا رشد فكرى خردسال در اثر داشتن دستيازيها و داد و ستدهاى او ندارد .
و در دسته سوم شمارى از روايات نص هستند در شرط بودنرشد عقلى و اجتماعى خردسال و يكى از روايت، گرچه نصنيست، ولى ذيل آن نشانه است و ظهور در شرط بودن رشد خردسال پيدا مىكند و اما روايتسوم با چشم پوشى ازقرينه اين سه روايت و به قرينه مناسبتحكم و موضوع، حمل مىگردد بر اين كه بلوغ سنى نشانه رشد فكرى است.
محقق اردبيلى در ارتباط با اخبار مىنويسد: