فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٣ - داد و ستد خردسالان درنگاه محقق اردبيلى محمد رحمانى
ابن منظور مىنويسد:
بلغ الصبى: احتلم و ادرك وقت التكليف. (١٣)
علامه فيومى مىنويسد:
بلغ الصبى احتلم و ادرك. (١٤)
بر اساس اين عبارتها معناى بلوغ، از ديدگاه اهل لغت، رسيدن و درك كردن چيزى است و اما بلوغ در اصطلاحفقها عبارت است از پايان رسيدن دوران خردسالى كه با آن زمينه شايستگى براى انجام تكاليف شرعى پيدا مىشود.
و به عبارت ديگر: بلوغ عبارت است از نيرويى كه در خردسال پيدا مىشد كه با آن، از حالتخردسالى، به درمىآيد. (١٥)
بنابراين، معناى لغوى بلوغ با معناى اصطلاحى آن به هم نزديك هستند و اختلاف زيادى ندارند.
بررسى ديدگاهها
اين چهار ديدگاه در اين جهت كه خردسال غير رشيد، پرهيز داده شده از داد و ستد و در اختيار گرفتن مال و داد وستدهاى او نارواست، اتفاق دارند. اختلاف در اين جهت است كه آنچه شرط رهايى خردسال از بازداشتن ازستيازى به مال است، رشد، يا بلوغ سنى و يا هر دوست و هم اكنون، آنچه كه مىتواند دليل بر شرط بودن بلوغ سنىدر اثر داشتن داد و ستدهاى او باشد، بررسى مىگردد.
(١٣)لسان العرب، ابن منظور، ج٨، ص ٤١٩.
(١٤)مصباح المنير، فيومى، ج١، ص ٨٤، ماده بلغ .
(١٥)شرح زرقانى، ج٥، ص ٢٩٠، دارالمعارف مصر. متن عبارت چنين است: «انتهاء حدّ الصغر في الإنسان ليكون أهلاً للتكاليف الشرعية أو هو قوّة تحدت في الصبي يخرج بها عن حالة الطفولية إليه غرها.»