فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨١ - شيوه تاليف و سبك فقهى كتاب مجمع الفائدة والبرهان حجتالاسلام والمسلمين محمد فاضل استرآبادى
٥. شهرت ميان فقيهان را در جاى ديگر جبران كننده ضعف سند مىداند.
٦. استصحاب احكام و آيينهاى شرايع پيشين را نمىپذيرد و مىگويد:
در شريعت پيش از ما بوده و نمىتوان آن را به روزگار ما كشاند، چنانكه در اصول همين را برگزيدهايم.ج١/٣٢٤
٧. در يك بررسى استدلالى و گسترده، امر به يك چيز رامستلزم نهى از ضد خاص آن مىداند.ج١/٣٢٥، ٣٢٧؛ ج ١٠/٣٠
٨. در ميان بحث، به مساله ترتب اشاره كرده و آن را محال مىداند و مىنويسد: از فقيهان ما كسى آن را نمىپذيرد.ج١/٣٢٦
٩. در باره اين كه مفهوم بتواند اطلاق يا عموم منطوق را تقييد يا تخصيص بزند مىنويسد: فيه تامل.ج١/٣١٤
١٠. در برخى مسائل، تنها با تكيه بر اجماع منقول نظرمىدهد. نمونه آشكار اين مطلب در بحث از ناپاك بودن خون ريخته شده ديده مىشود.ج١/٣١٤
١١. اطلاق را در واژهها حجت نمىداند. در همان بحث خون مىنويسد:
مطلق، نسبت به همه افراد حجيت ندارد تا نيازمند تقييد باشيم.ج١/٣٤١
١٢. در مواردى نام اجماع را پيش از ديگر دليلها مىآورد.براى نمونه در بحث از مستحب بودن وضو براى نماز و طواف مىنويسد:
گويا دليل آن، اجماع، آيه و روايات است...ج١/٦٦
١٣. براى مفهوم نيز، چيزهايى چون عموم را پذيرفته و بدان استدلال مىكند.ج١/٢٨٥
١٤. دلالت نهى را بر حرام بودن نمىپذيرد.ج١/٢٢٤
١٥. اجماع منقول را حجت دانسته و همپاى خبر واحد مىداند، ولى در هنگام تعارض، خبر را پيش مىدارد.ج٣/٢٧٣
١٦. در لابه لاى بحث مىنويسد: نهى، جز در چيزهايى كه عبادت محض باشند، دليل بر نادرستى آن كار نيست.ج١/٣٢٧