فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٦ - باروريهاى مصنوعى و حكم فقهى آن آيت اللّه محمد يزدى
ان امرءة نكحها شيخ كبير فحملت. فزعم الشيخ انه لميصل اليها و انكر حملها.
فالتبس الامر على عثمان و سال المرءة: هل اقتضد الشيخ؟
و كانت بكرا.
فقالت: لا. فقال عثمان: اقيموا الحد عليها.
فقال اميرالمؤمنين(ع): ان للمرءة سمين: سم البول و سمالمحيض. فلعل الشيخ كان ينال منها فسال ماؤه فى سمالمحيض فحملت منه.
فاسالوا الرجل عن ذلك . فسئل. فقال: قد كنت انزل الماء فى قبلها من غير وصول اليهابالاقتضاض.
فقال اميرالمؤمنين(ع): الحمل له و الولد ولده و ارى عقوبتهعلى انكار ذلك . فصار عثمان الى رايه. (٢٧)
پيرمردى با زنى ازدواج كرد و پس از چندى، زن آبستن شد. مرد فرزند او را انكار كرد و مدعى شد، به آن زن دستنگشوده است.
اين مساله بر عثمان دشوار افتاد و از زن پرسيد: آيا آن پيرمرد با تو آميزش كرده است؟ آن زن، كه دوشيزه بود،گفت: نه.
عثمان گفت: بر اين زن حد جارى كنيد.
امير مؤمنان [كه اين شنيد] فرمود: زن را دو سوراخ است: سوراخ پيشاب و سوراخ حيض. شايد اين پيرمرد از اين زن كام بر مىگرفته و آب او به سوراخ حيض جارى شده و زن بدان سبب آبستن گشته است.
از مرد در اين باره پرسيد در پاسخ گفت: بىآن كه با او دخول كنم آب در شرمگاهش مىريختم.
(٢٧)همان مدرك، ح٢.