فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٧ - پارهاى از آراى ويژؤ محقق اردبيلى و سنجيدن آنها با ديدگاههاى ديگر فقيهان محمّدعلى برزنونى
ديدگاه محقق اردبيلى
محقق اردبيلى دربارؤ بسنده نبودن شست و شو از مسح مىنويسد:
«گمان مىكنم مراد از شست و شو،كه از مسح كافى نيست، شست و شويى است كه مسح با آن تحقق نيابد، مثل اين كه ريخته شود،اما دست كشيده نشود،و همچنين گمان مىكنم كه مراد از كافى نبودن، آب زياد است كه بر جايگاه مسح ريخته شود، اما در كشيدن دست، آن قدر تأخير شود كه عنوان مسح بر آن صادق نباشد، يا اين كه از ريختن آب بر جايگاه مسح،قصد او، شست و شو باشد...
اما تحقق كمترين سريان آب در جايگاه مسح... همراه با دست كشيدن بر آن،گمان نمىكنم كه كافى نباشد، به ويژه كه قصد او مسحى باشد كه در آيه و اخبار، به آن امر شده است.
بنابراين،جارى بودن آب اندك بر آن،همراه با كشيدن دست بر جايگاه مسح كافى است،اگرچه صدق شست و شو كند؛ چرا كه شكى نيست در فرض ياد شده، مسح از حيث لغت و عرف و شرع صادق است...
آنگاه محقق اردبيلى پس از بحثى جالب دربارؤ آيه شريفه:
فاغسلوا وجوهكم و أيديك إلى المرافق و امسحوا برؤوسكم و أرجلكم إلى الكعبين.
مىنويسد:
مقيد كردن مسح به جريان نيابيدن آب، مخالف اصل برائت است و نيز موجب سختى و حرج و اين امر،ناسازگار با شريعت آسان و آسانگير است. از سوى ديگر، در خصوص جريان يابيدن آب،مطلبى در اخبار نمىيابيم و همين ساكت بودن اخبار از آن، دلالت دارد به شرط نبودن جارى نبودن آب.
اخبار،تنها مقيد به ترى هستند، اما ترى را مقيد به كمترين نكردهاند و همين بهرؤ عموم مىدهد.
همچنين، سكوت ائمه(ع)در هنگام بيان وضوى واجب، از اين قضيّه،بر خلاف