فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - باروريهاى مصنوعى و حكم فقهى آن آيت اللّه محمد يزدى
جز خود فراش[يا زن و شوهر كنونى او [نيست، فرزند به شوهر آن زن نيزنسبت داده خواهد شد؛ اما اگر بگوييم معناى «الولد للفراش» آن است كه فرزند از آن كسى است كه آن فراش و بهره بردناز او برايش حلال است (چونان كه همين نيز حق است و ازروايات نيز همين بر مىآيد) نتيجه آن مىشود كه فرزند، به مردى كه اسپرم از اوست تعلق يابد و هيچ وجهى براى نسبتدادن او به زن و همچنين شوى او نماند، مگر آن كه گفتهشود گرچه پدر ناشناخته است، ولى زن به آن دليل كه فرزند را در دوران جنينى پرورانده و تغذيه كرده است، از بابالحاق به باب رضاع، مادر اوست.
به هر روى، در اين فرض، ولادت ولادتى پاك و فرزند هم پاك است؛ چرا كه زنا و ناپاكى در اين جا صدق نمىكند.
اما اگر منى مرد بيگانهاى گرفته و بدون تجزيه آن و انتخاباسپرم مناسب از آن، به رحم زن، بىشوهر يا شوهردار، ريخته شود، تا در نتيجه همچنان كه در يك آميزش حلال وطبيعى، تركيب دو جزء در رحم صورت پذيرد، جاى سخندر جايز بودن يا حرام بودن آن خواهد بود. دور نيست كه اطلاق «رجل اقر نطفته فى رحم يحرم عليه»اين صورت رادر برگيرد، هر چند ممكن است گفته شود، روايت به آميزش حرام انصراف دارد و از آن جا كه در اين فرض، هيچ تماسى ميان زن و مرد برقرار نشده، عنوان حرامى بر ريختن منى بهاين شكل صدق نمىكند.
به هر روى، رواياتى وجود دارد كه ممكن است [براى اثبات حرام بودن [به آنها استناد شود:
١. «محمد بن يعقوب عن على بن ابراهيم عن ابيه عن عثمانبن عيسى عن على بن سالم عن ابىعبداللّه(ع) قال: «ان اشد الناس عذابا يوم القيامة رجل اقر نطفته فى رحم يحرم عليه.» (٨)
(٨)وسائل الشيعه، ج١٤، ص ٢٣٩، ابواب النكاح المحرم، باب، ح ١.