فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - باروريهاى مصنوعى و حكم فقهى آن آيت اللّه محمد يزدى
شايد گفته شود: بر چنين تلقيحى، جاى دادن نطفه دررحمى كه بر مرد حرام است، صدق مىكند و با پاكدامنى و نگهداشتن دامن ناسازگارى دارد و از اين روى حرام است.اما دقتى بيشتر در صورت مساله اين شبهه را از جان مىبرد؛ چه، تلقيح در اين جا، نه به ريختن منى مرد در رحم زن، بلكه به اين است كه منى تجزيه و از ميان اسپرمهاى فراوانموجود در آن (٧)، اسپرمى كه زنده و سالم و برخوردار از شرايطلازم براى ماندن است، گزينش و هر گونه ميكروبى از آن زدوده و سپس همين اسپرم گزيده، در جزئى كه در رحمپديد آمده است، آن هم در فضايى بيرون از رحم تلقيح شدهو اين، به معناى ريختن منى دررحم و جاى دادن نطفه در آن نيست، مگر اين كه گفته شود: «نطفه» همه و همچنينجزء به جزء اجزاى موجود در منى را بر مىگيرد و «استقراردادن» نيز، اختصاصى به استقرار از راه طبيعى ندارد و اطلاق «من اقر نطفته فى رحم يحرم عليه» اين صورت را همدر بر مىگيرد.
اما در پاسخ بايد گفت: نخست آن كه: اثبات چنين چيزىدشوارتر است، تا دريا را به كفچه پيمودن و ديگر آن كه: اين روايت، به زنا بر مىگردد و به آن نظر دارد.از آنچه گفتيم، حكم فرزند به وجود آمده از اين تلقيح نيزروشن مىشود و آن اين كه فرزند پاك است و پدر و مادر او، مرد و زنى هستند كه اسپرم و اوول از آنها بوده است. البتهاين حكم مشروط به آن است كه مرد معلوم و معين باشد، اما اگر معين نباشد، فرزند تنها به مادر، يعنى همان زنى كهجنين را در شكم خود پرورانده و او را زاييده است، نسبتداده مىشود، نه به مردى كه اسپرم را از او گرفتهاند. هيچ اشكالى هم در اين وجود ندارد؛ چرا كه فرزند در اين جا،تنها «ناشناخته پدر» است، نه آن كه بىپدر، يا داراى پدرنامشروع باشد.
گونه نهم و دهم:اسپرم از مرد گرفته و با اوول يك زن بيگانه، كه شوهردار است،
(٧)گفته مي شود: شمار «اسپرم»ها، در هر سانتي متر مکعب، به بيست ميليون مي رسد.