فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠٣ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
از ابو نعيم نقل شده است: هرگاه سُفيان سخن از قيس مىگفت: او را مىستود. قراد ابو نوح از شعبه نقل كرده است: ما در كوفه نزد شيخى حاضر نشديم مگر آنكه ملاحظه كرديم قيس قبل از ما نزد او رفته است. او به قيس دوره گرد معروف بود. عمرو بن على مىگويد: معاذبن معاذ، قيس را به نيكى مىستود. او مىگويد به ابو داود گفتم: آيا از قيس براى ما حديث مىگويى؟ گفت: آرى. سريج بن يونس از ابن عيينه نقل كرده است: كسى را در كوفه در حديث بهتر از قيس نديدم. احمد بن صالح مىگويد: به ابى نعيم گفتم: آيا در دلت از قيس چيزى وجود دارد؟ گفت: نه. (٦٥)
ابن حجر عسقلانى سپس كسانى را كه او را تضعيف كردهاند، نام مىبرد.
ابن عدى گفته است:
عموم روايات قيس، درست است. شعبه و ديگر بزرگان از او حديث نقل كردهاند. و او از شعبه و ابن عيينه و ديگران روايت كرده است. اين نشان مىدهد كه او صاحب حديث است. سخن در مورد قيس همان است كه شعبه گفته است: «او مشكلى ندارد». (٦٦)
ابو داود گفته است: «از شعبه شنيدم كه مىگفت: آيا از اين چپ چشم ـ يعنى قطّان ـ تعجب نمىكنيد؟ او از قيس اسدى بدگويى مىكند». (٦٧)
ابن حبّان مىگويد: «در احاديث قيس تحقيق كردم و ديدم او راست گوست».
يعقوب بن شيبه گفته است: «قيس نزد تمامى اصحاب ما بسيار راست گو و نوشتههاى او شايسته است».
(٦٥) ابن حجر عسقلانى، شهاب الدين احمد بن على، تهذيب التهذيب، ج٨، ص ٣٥٠ ـ ٣٥٣، شماره ٦٩٨.
(٦٦) جرجانى، ابو احمد عبداللّه بن عدى، الكامل في ضعفاء الرجال، ج٦، ص ٤٦ ـ ٤٧، شماره ١٠/١٥٨٦.
(٦٧) همان، ص ٤٠.