فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - شركت «اَعمال» در فقه اسلامى آیت الله جعفر سبحانى
عقلايى مورد تأييد شارع ، تمسك كنند، به روايتى استدلال كردهاند كه ابوعبيده از عبداللّه بن مسعود نقل كرده است:
اشرك رسول اللّه(ص) بيني و بين عمار و سعد بن أبي وقاص فجاء سعد بأسيرين ولم يجيئا بشيء؛ (٥٠)
رسول خدا من و عمار و سعد بن ابى وقّاص را شريك قرارداد، سعد دو اسير آورد، ولى آن دو نفر چيزى نياوردند.
اين حديث نمىتواند مطلوب را اثبات كند؛ زيرا نشان نمىدهد كه آنها براى غنيمتى كه از جنگ به دست آوردند، شريك شدند، سپس به ميدان جنگ رفتند؛ بلكه صرفاً اين مطلب را مىرساند كه سعد دو اسير آورد و آن دو نياوردند و پيامبر (ص) آنها را شريك قرارداد.
آرى، علامه حلى استدلال را به شكل ديگرى بيان كرده و آن اينكه سعد بن ابى وقاص و عبداللّه بن مسعود و عمار بن ياسر با هم قرار گذاشتند كه هر چه غنيمت گرفتند، با هم شريك باشند. پس از جنگ سعد دو اسير آورد، ولى دو شريك ديگر چيزى نياوردند، پيامبر(ص) آنها را تأييد كرد. احمد گفت كه پيامبر(ص) آنها را شريك قرارداد. (٥١)
علامه پس از نقل اين حديث به دو وجه به آن پاسخ داده است:
١. به حكم خداوند متعال، غنايم جنگى بين غنيمت گيرندگان مشترك است؛
(٥٠) المغنى، ج٥، ص١١١. بيهقى اين روايت را در سنن خويش نقل كرده است: ر.ك: ج٦، ص٧٩، باب الشركة في الغنيمة؛ سنن دارقطنى، ج٣، ص٣١. اين حديث ضعيف است؛ زيرا بين ابى عبيده و پدرش يعنى عبداللّه بن مسعود، انقطاعى وجود دارد، وى هيچ روايتى از پدرش نقل نكرده است: ر.ك: ارواء الغليل، ج٥، ص٢٩٥؛ المحلى، ج٨، ص٢٢.
(٥١) تذكرة الفقهاء، ج١٦، ص٣١٥. اين حديث را ابو داود در حديث شماره ٣٣٨٨، ابن ماجه در حديث شماره ٢٢٨٨، بيهقى در ج٦، ص ٧٩ نقل كرده است. سند اين حديث هم مثل حديث قبلى منقطع است؛ زيرا ابو عبيده حديثى را از پدرش نقل نكرده است.