فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩١ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
رفت و آمد داشتى؟ گفت: آرى، نزد او مىرفتم و حساب را از او فرا مىگرفتم كه او داناترين فرد به حساب بود».
ـ اشعث بن سوار به نقل از ابن سيرين: «به كوفه رفتم و ديدم كه پنج نفر را مقدم مىدارند. برخى از حارث اعور شروع مىكرده و عبيده سلمانى را دومى مىشمردند، و برخى از عبيده شروع مىكردند و حارث را دومى مىشمردند، اما علقمه بدون شك سومين فرد بود، و پس از او مسروق بود و در پايان، شريح. ابن سيرين سپس مىگويد: همانا چهار نفرى كه پايينترين آنها شريح است، افراد نيكى هستند».
جرجانى مىافزايد: «بيشتر روايات حارث اعور از على(ع) است و روايات كمى از ابن مسعود نقل كرده و همه رواياتى را كه از اين دو نقل كرده، غير محفوظ است». (٣٦)
ـ على بن مجاهد، از ابى جناب كلبى، به نقل از شعبى مىگويد: «هشت نفر از بهترين تابعين نزد من شهادت دادند ؛ از جمله سويد بن غفله، حارث همدانى،... و تا هشتمين نفر را برشمرد كه آنها از على(ع) شنيدند كه مىگفت:... بعد از آن، خبرى را نقل كرد». (٣٧)
ـ در مسند احمد، از وكيع، از پدرش آمده است: «حبيب بن ابى ثابت هنگامى كه ابو اسحاق حديثى [از حارث از على(ع) در مورد نماز وتر] را براى او نقل مىكرد به او گفت: اى ابا اسحاق، اين حديث تو مساوى است با مالامال اين مسجد از طلا». (٣٨)
ـ ابن خيثمه مىگويد: به يحيى گفته شد: آيا به احاديث حارث، استناد
(٣٦) همان، ص ١٨٦ ـ ١٨٧.
(٣٧) ابن حجر عسقلانى، تهذيب التهذيب، ج٢، ص١٢٧، شماره ٢٤٨.
(٣٨) شيبانى، احمد بن حنبل، مسند امام احمد، ج١، ص ١٣٨، ح ٦٥٢.