فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨١ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
به غلوّ گراييدند. از اين رو، از سر دوستى يا دشمنى، در سخنان او بسيار دست كارى مىشد و اين موجب شد كه علما در نقل سخنان او درنگ كنند، بلكه اين امر برخى را وادار كرد تا به جز موارد اندك، چيزى را از او نقل نكنند كه مبادا موجب گمراهى ديگران شود. (٧)
بررسى علت سوم: اولاً، فضايل و مناقب حضرت على(ع) بر هيچ يك از مسلمانان پوشيده نبود، در اين ميان، عدهاى اندك در مورد او تندروى كردند؛ عدهاى در دوستى او راه غلوّ را پيمودند و عدهاى ديگر در دشمنى با او به حدى راه افراط را پيش گرفتند كه خون او را مباح دانسته، او را به هر عيبى متهم كردند. از طرف ديگر، طبيعت جامعه بالنده اسلامى اين است كه از جريانهاى انحرافى كه همواره در اقليت بوده و هيچ گاه نتوانستند رهبرى جامعه اسلامى را به دست بگيرند، پيروى نكند. با توجه به اين حقيقت، چگونه ممكن است اين اقليت افراطى چنين نقش عظيمى را در رهبرى علمى و دينى جامعه داشته باشند كه بتوانند همه يا اغلب ميراث منقول از اميرالمؤمنين(ع) را مشوّه كنند؟!!
ثانياً، دوست خصوصاً اگر دوستى اش به حد غلوّ برسد و همچنين دشمنى كه كينهاش او را كر و كور كرده باشد، به شكل غير معمول به جعل يا انتشار مطالبى كه با تمايلات افراطىشان مناسب باشد، اقدام مىكنند و در ترويج آن اگر چه دروغ يا مبالغهآميز باشد، مىكوشند؛ در نتيجه بايد روايات چنين فردى و نسبت احاديث به او چه درست، چه نادرست، فراوان باشد، نه چنانكه نويسنده كتاب ادعا كرده، روايات او كم باشد.
ثالثاً، پرهيزگارى انسان را به جستجوى حقيقت وامى دارد، نه ترك روايت، و گرنه دروغهاى بسيارى به پيامبر(ص) و همچنين ديگر صحابه او نسبت داده شده است. چقدر دروغ به ابن عباس و أمّ المؤمنين عايشه، نسبت داده شده است؟
(٧) قلعه جى، محمد رواس، موسوعة فقه على بن ابى طالب(ع)، ص ٧.