فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٩ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
عمل نمود و از شريعت تفسيرى مبتنى بر ظواهر ارائه كرد و از تفسير باطنى آن پرهيز كرد. (٥٤)
احمد بن حنبل (م٢٤١) پيشواى مذهب حنابله در بغداد به دنيا آمد و از همان دوران تحصيل به آموختن حديث گرايش فراوان نشان داد. او سفرهاى فراوانى كرد تا بر اندوخته روايى و فقهى خود بيفزايد. احمد، حديث را بيش از همه از هشيم بن بشير (م١٨٣) امام اهل حديث در بغداد آموخت و فقه را در محضر شافعى تلمّذ كرد و اين دو بيشترين تأثير را در شكلگيرى شخصيت علمى احمد بن حنبل داشتند، چنان كه او نيز پيوسته از اين دو به اعجاب و بزرگى ياد مىكرد.
وى پيش از آنكه فقيه باشد محدّثى بزرگ بود و از اين رو فقه او نيز فقهى مأثور شمرده مىشد، تا حدّى كه از تأليف غير حديث پرهيز داشت و شاگردان خود را نيز برحذر مىداشت و در بيان فتاواى خويش به نقل روايات اكتفا مىكرد.
احمد بن حنبل در گرايش به اصحاب حديث متصلّب بود و به روزگار قبل از ابوحنيفه ميل داشت و همچون سلف اهل حديث، از فقه افتراضى كه اصحاب أرأيت مروّج آن بودند، دورى مىگزيد. با اين همه، اصل در معاملات را اباحه مىدانست وهمين نظر، سبب سهولت و توسعه در مذهب فقهى او مىگرديد. وى نيز همچون ساير پيشوايان مذاهب فقهى اهل سنت، قياس را معتبر مىشمرد، ولى آن را تنها در موارد بسيار محدود و ضرور كه از هرگونه نص يا قول صحابى يا روايت مرسل و ضعيف خالى باشد، به كار مىگرفت.
فقه حنبلى بيش از سه مذهب ديگر، به دركى برخاسته از ظواهر حديث و اقوال صحابه گرايش دارد و نماينده شاخص انديشه تعبد گرا در فقه اهل سنت است. (٥٥)
(٥٤) سنن نسايى، ج٨، ص٤٥.
(٥٥) المذاهب الاسلامية الخمسه، ص٥٢٣.