فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٣ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
كند؛ زيرا لازمه آن اعتقاد به نقيضين (٦)خواهد بود و چارهاى ندارد جز آنكه يا در صحت صدور متن خدشه كند و يا مراد جدّى متكلم را غير از معناى ظهور بدوى قرار داده، لفظ را بر معناى مجازى مناسب حمل كند.
البته مشكل اصلى در اختلاف تفسيرهاى دينى در اين قسم از ظهورات، پذيرش يا عدم پذيرش قاعده عقلى روشن و مسلّم مزبور نيست، بلكه در دانستههاى بشرى مفسران است. برخى از مفسران دينى، بسيارى از دستاوردهاى علمى بشر را ـ بخصوص در حوزه علوم انسانى ـ فاقد قطعيّت علمى و حداكثر برخوردار از ظنّ و احتمال مىدانند؛ از اين رو اين ظهورات را كه با اين گونه از دستاوردهاى انديشه انسانى يا انديشه گروهى از انسانها در تعارض است، ازموارد مخالفت با عقل صريح و قطعى ندانسته، آنها را از حيطه آموزههاى دينى عقل ستيز خارج مىدانند. اين دسته از مفسران دينى را مىتوان داراى رويكرد تعبد گرايى دانست.
اما گروه ديگرى از مفسّران دينى، يا اين گونه علوم بشرى رااز قطعيّات و مسلّمات دانش بشرى مىشمارند و يا آن دسته از ظهورات متون دينى را كه با اين گونه دستاوردهاى ظنّى و احتمال در تعارض است، در زمره ظهورات عقل ستيز قرار مىدهند؛ به عبارت ديگر، مقصود از عقل ستيز را اعم از ستيز با عقل قطعى و عقل ظنّى يا احتمالى مىدانند.
البته واضح است كه در فرض دوم (ستيز ظهورات متون دينى با عقل ظنى و احتمالى)، هيچ برهان قاطع عقلى، بر ترجيح هميشگى دستاوردهاى ظنى و احتمالى بشر بر ظهورات متون دينىِ مخالف آنها وجود ندارد و رويّه گروه دوم مفسران دينى بنابراين فرض، فاقد دليل قطعى منطقى خواهد بود. به هر صورت اين گروه از مفسّران در زمره عقل گرايان قرارمىگيرند.
آخرين فرض اين است كه ظهور بدوى متون دينى، عقل گريز باشد. در اين فرض ـ كه
(٦) فتح، آيه ١٠.