فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٤ - تطبيق نظام حقوقى اسلام و حقوق وضعى معاصر(٢) عباس كعبى
از ابن عباس در تفسير اين آيه چنين آمده است: {امراللّه المؤمنين أن لايقروا المنكرين بين أظهرهم فيعمّهم العذاب } (١).
گرفتار شدن فرد صالح به اين نوع عقاب يا همانند مرضى است كه به فرد سالم نيز سرايت مىكند؛ مثل انتشار بيمارى وبا يا به خاطر كوتاهى كردن فرد صالح در جلوگيرى از عوامل و زمينههاى عذاب است كه در اثر ترك امر به معروف و نهى از منكر به وجود مىآيد.
٢. جدا بودن اين عقاب از عقاب اخروى:كسانى كه در دنيا گرفتار اين عذاب ا لهى مىگردند، كيفر اخروى آنها در جاى خود برقرار است و اجراى عقاب در دنيا عقاب اخروى آنها را بر نمىدارد. نزول عذاب بر آنها در دنيا با آنكه در آخرت نيز عقاب مىشوند، به مقتضاى سنّت طبيعى و تكوينى و همچنين به خاطر عبرت و پندگيرى است {لفد كان في قصصهم عبرة لاولى الالباب } . (٢)
قسم دوم: مجازاتهاى منصوص در شريعت اسلامى: اين دسته از مجازاتها كه اجراى آنها بر دولت اسلامى واجب است، بر چند نوع است:
الف) مجازاتهاى شرعى معيّن از نظر اندازه:اين مجازاتها عبارت است از: حدود و جرايمى كه موجب اجراى حد مىگردد و شامل شش مورد است: زنا، جرايم تابع زنا كه لواط[همجنس بازى مردان [و سحق [همجنس بازى زنان] باشد، قذف [نسبت عمل نامشروع زنا يا لواط به كسى در صورتى كه نتواند اثبات كند]، شرب خمر، دزدى ، راهزنى. برخى حدّ مرتد و محارب را نيز افزودهاند (٣).
ب) تعزيرات: جرايمى كه موجب اجراى كيفر تعزير است : بغى، ارتداد، آميزش جنسى با حيوانات و ارتكاب محرّمات ديگر (٤).
(١) قرطبى، تفسير جامع البيان لأحكام القرآن، ج٧، ص٣٩١.
(٢) يوسف/ ١١١. ر.ك: عبدالكريم زيدان، مجموعه بحوث فقهيّه، ٣٧٨-٣٨١، مكتبة القدس، مؤسسة الرسالة.
(٣) ر.ك: ميرزا جواد تبريزى، أسس الحدود و التعزيرات، ص١٠ و ١١، چاپ اوّل ١٤١٧.
(٤) ر.ك: همان.