فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - تطبيق نظام حقوقى اسلام و حقوق وضعى معاصر(٢) عباس كعبى
نفسانى، واجبات را انجام دهد و محرّمات را ترك كند»، برخى نيز در تعريف آن، اين نكته را افزودهاند كه فقيه صاحب فتوا به دنيا نيز گرايش نداشته باشد، و در طلب مال دنيا و مجدّ در تحصيل آن نباشد. در روايت آمده است: «من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه، مطيعاً لأمرمولاه، فللعوام أن يقلّدوه». (١)
علاّمه شهيد مطهرى نيز معتقد است در مرجع، امرى بالاتر از عدالت، شرط است و حديث امام جعفر صادق(ع) را نقل مىكند كه فرمود: «إنّا لانعدّ الفقيه منكم فقيهاً حتّى يكون محدّثاً»؛ يعنى الهام باطنى و درونى داشته باشد و به او الهام شود. راوى با تعجّب سؤال مىكند : «أوَ يكون الفقيه محدّثاً؟» (زيرا گفت و گوى باطنى و الهام درونى از طريق فرشته الهى، ويژه رسول(ص) و امام معصوم(ع) است) امام(ع) پاسخ مىدهد : «يكون مفهّماً و المفهوم محدّث». (٢)
برخى فقها در شرايط نائب امام(ع) در عصر غيبت مىگويند:
شرط دوم، احاطه فقيه به همه فقه و از تمام حيثيات است؛ چه در علم و چه در عمل، به طورى كه آيينه واقعى و تمام نماى شريعت مقدّس باشد.
شرط چهارم كه مهم ترين است، اينكه به تمام معنا بريده و منسلخ از مادّيات باشد و از هر جهت، داراى همّت بلند باشد و نسبت به دين و اهل دين، اهتمام داشته باشد و در راه تقوا و پرهيزكارى تلاش كند، و از صفات و خصلتهاى پست و از صفات مذموم و نكوهيده در نظر مردم به دور باشد و نسبت به احدى توهّم برترى نداشته باشد و با حفظ خلوص، در انجام عبادت، بسيار مواظبت داشته باشد؛ مانند تهجّد و عبادت شبانه و مداومت بر انجام نوافل و مستحبّات؛ تا خداوند تعالى دست او را بگيرد و آنچه صلاح نوع انسان در آن است، به او الهام كند؛ همان گونه كه در رواياتى آمده است. (٣)
(١) العروة الوثقى، ج١، مسئله ٢٢ درتقليد، چاپ مكتبة علمية اسلامية با حواشى مراجع بزرگ معاصر.
(٢) خاتميت، ص١٢٧ ـ ١٢٨، چاپ اوّل، انتشارات صدرا، از رجال كشى حديث ٢، به جاى «منهم»، «مفهوم» يعنى از شيعه نقل كرده است.
(٣) مهذّب الاحكام، ج١٥، ص٧٧ و ٨٦.