فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٥ - تطبيق نظام حقوقى اسلام و حقوق وضعى معاصر(٢) عباس كعبى

ج) قصاص:شامل دو قسم است: قصاص نفس و قصاص اعضا.

د) ديات:يعنى مجازاتهاى مالى كه در قتل عمد [در صورت رضايت اولياى دم به ديه [و در قطع عضو از روى خطا، تعيين مى‌گردد؛ چنان كه در كتابهاى فقهى به تفصيل بحث شده است.

اين عقوبتهاى دنيوى، مانع از اجراى عقوبت اخروى درباره كسانى كه اين مجازاتها بر آنها اعمال گرديده است، نمى‌گردد. البته درباره «حقوق اللّه‌»؛ مانند زنا و لواط، عقاب اخروى از اين اشخاص، تنها با انجام توبه نصوح(توبه خالص) برداشته مى‌شود، نه با اجراى مجازات دنيوى. در باره «حقّ الناس» عقاب اخروى با استيفاء و پرداخت حقوق مردم يا عفو آن از سوى صاحب حق و اجراى حد برداشته مى‌شود؛ مانند اموالى كه از راه سرقت، غصب شده است. نيز با اجراى قصاص يا گرفتن حق يا عفو و توبه برداشته مى‌شود.

در عين حال در كتاب وسائل الشيعه (١)، رواياتى بر اين مطلب دلالت دارد كه كسى مؤمنى را به خاطر دينش به قتل رساند، توبه‌اش پذيرفته نيست، اما اگر به جهات ديگر از او سلب حيات كند، نه به خاطر دينش، توبه‌اش پذيرفته مى‌شود. يكى از آن روايات، چنين است:

عن ابن بكير عن أبي عبداللّه‌(ع) قال: سئل عن المؤمن يقتل المؤمن متعمّداً هل له من توبةٍ؟ قال: إن كان قتله لإيمانه فلا توبة له و إن كان قتله لغضب أو لسبب من أمرالدنيا فإنّ توبته أن يقاد منه، و إن لم يكن علم به انطلق الى أولياء المقتول، فأقرّ عندهم بقتل صاحبهم، فإن عفوا عنه فلم يقتلوه أعطاهم الدية و اعتق نفسه و صام شهرين متتابعين و اطعم ستّين مسكيناً توبة إلى اللّه‌ عزّ وجلّ (٢).

آنچه گذشت، جزاى اخروى و دنيوى از ناحيه كيفر و عقاب بود، اما جزايى كه در اثر موافقت و اطاعت از قاعده شرعى مترتّب مى‌گردد كه به آن «ثواب» مى‌گويند نيز داراى ابعاد و جوانبى است كه بسيار اهمّيت دارد. بحث درباره جزا از اين ديدگاه را به كتابهايى كه در باره اين فن، نگارش يافته است، ارجاع مى‌دهيم؛ مانند كتاب ثواب الأعمال و


(١) شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج١٩، ص١٩ ـ ٣٣، باب نهم و دهم از ابواب قصاص نفس.
(٢) همان، باب نهم، حديث١.