فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - تطبيق نظام حقوقى اسلام و حقوق وضعى معاصر(٢) عباس كعبى
حيوانى درّنده مباش كه خوردن مردم را براى خود غنيمت مىداند؛ چرا كه مردم دو دستهاند: يا برادر دينى تو هستند يا همانند تو انسانند و در انسانيت و حقوق انسانى با تو شريكند (١).
در سخن معاذ بن جبل نيز چنين آمده است:«آخر ما أوصاني به رسول اللّه(ص) حين وضعت رجلى في الغرزان، قال: احسن خلقك للناس يا معاذ بن جبل» (٢).
امّا از جانب فرد، وقتى كه دولت، يك دولت كريمه و داراى صفات نيك و پسنديده باشد، از شهروندان جز پيروى، تحمّل، محبّت و همكارى با حكومت، انتظار ديگرى نمىرود: { إِنما المؤمنون الذين آمنوا باللّه و رسوله و اذا كانوا معه على امرٍ جامع لم يذهبوا حتى يستأذنوه انّ الذين يستأذنونك أُولئك الّذين يؤمنون باللّه و رسوله فاذا استأذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه انّ اللّه غفور رحيم } . (٣)
اميرالمؤمنين على(ع) در تنظيم رفتار اجتماعى شهروندان بر اساس قواعد شرعيه در باره تبيين رابطه محكم دولت و شهروندان مىفرمايد:
بزرگ ترين حقّى را كه خداوند از ميان اين حقوق واجب كرده است، حق والى بر رعيّت و حق رعيّت بر والى است؛ فريضهاى كه خداوند آن را به عهده هر دو طرف نهاد و آن را باعث برقرارى پيوند ميان آنها و عزّت دينشان قرارداد. امر رعيّت به صلاح نخواهد انجاميد، مگر به اصلاح واليان، و امر واليان به صلاح نخواهد انجاميد، مگر به درستكارى و صداقت رعيّت. هرگاه رعيّت، حقّ والى را ادا كند و والى نيز حقّ رعيّت را اداء كند، حق در ميان آنها ارزشمند و عزيز مىشود و راههاى دين پديدار و نشانههاى عدالت مستقر و سنّت، آن گونه كه بايد اجرا مىگردد و كار زمانه به صلاح مىانجامد و مردم به بقا و پايدارى دولت طمع مىورزند و اميدهاى دشمنان به يأس و نااميدى تبديل مىگردد و هرگاه رعيّت بر والى مسلّط و چيره شوند و يا والى بر رعيّت ستم روا دارد، اختلاف كلمه پديد مىآيد و نشانههاى ستم آشكار مىگردد، دغل بازى و خيانت در دين زياد مىگردد و سنّت ترك مىشود و از هوا و هوس پيروى شده، احكام دين تعطيل گشته، بيماريهاى روانى و نفسانى زياد
(١) نهج البلاغه، نامه٥٣.
(٢) موطّأ مالك، ج٢، ص٩٠٢.
(٣) نور/ ٦٢.