فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٥ - كنترل جمعيّت و عقيم سازى آیت الله سيّدمحسن خرازى
پيش گيرم و ترك زن و دنيا كنم. پيامبر فرمود: اى عثمان! اين كار را نكن. رهبانيّت امّت من نشستن در مسجد و منتظر اقامه نماز بعد از نماز ديگر است.
عثمان گفت: اى رسول خدا! قصد دارم خود را خصىّ نمايم، پيامبر فرمود: اى عثمان! اين كار را نكن. خصىّ نمودن امت من،روزه است.
از روايات استفاده مىشود خصىّ نمودن حرام است و تنها علت اين است كه موجب عقيم شدن مىگردد.
پاسخ:اين سخن مردود است.خصى نمودن، شهوت را به كلى از بين مىبرد؛ به گونه اى كه قادر برمقاربت و ساير بهره هاى جنسى نخواهد بود، به خلاف عقيم نمودن كه تنها قابليت توليد مثل را از بين مىبرد. پس منع از خصى كردن ـ كه ضررى شديدتر است ـ، موجب منع از ضرر كمتر نمىشود.
اگر ممنوعيّت عقيم نمودن دائمى را پذيرفتيم، ديگر فرقى نمىكند كه اين كار با عمل جرّاحى صورت گيرد يا با روش ديگر مانند خوردن دارو و يا با تا باندن اشعّه؛ زيرا همه اين روش ها در عقيم سازى مشتر كند و باعث ضرر بربدن است.
روشن گرديد، هرگاه ضرر بزرگ تر با ضرر عقيم كردن تزاحم كند، حرمت آن از بين مىرود؛ ليكن بايد دفع ضرر و يا پيشگيرى آن، متوقّف برعقيم نمودن باشد؛ در غير اين صورت حرمت آن از بين نمىرود.
چند پرسش:
١. اگر فرض كنيم فرزندى كه از زناشويى به وجود مىآيد، ناقص الخلقه است و تنها راه جلوگيرى از تشكيل نطفه، عقيم نمودن است، در اين صورت عقيم سازى جايز است؟
پاسخ:ممكن است بگوييم: عقيم نمودن جايز نيست؛ زيرا صدق ضرر، زمانى است كه موجود كامل باشد و بعد نقصى برآن وارد شود. اما اگر از ابتداى تشكيل، ناقص الخلقه به وجود آيد، عنوان «ضرر» صدق نمىكند؛ زيرا ضرر نقصى است كه برشىء كامل وارد