فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤
در مقام جواب مخالفان با استفاده از مباحث و شواهد ادبى ولغوى، به تفصيل سخن مىراند.
فايده اين بحث ادبى، دركيفيت مسح سربروز مىكند؛ چون قائلين به تأكيد، مسح تمام سررا واجب مىشمارند و قائلين به تبعيض مسمّاى مسح را. اين رساله حدود پنج صفحه است.
٣. مسألة فيالعمل مع السلطان
بنا بر آنچه درابتداى رساله آمده، اين كلمات را سيّد درمجلس وزير سيد أبو القاسم حسين بن علي معرى(مغربى خ.ل.) درجمادى الآخر سال ٤١٥ قمرى فرموده است.
ايشان سلطان را بردو قسم مىداند:محقّ عادل ومبطل ظالم. آن گاه مىفرمايد:
فالولاية من قبل السلطان المحق العادل لامسألة عنها، لانّها جائزة بل ربّما كانت واجبة،إذا حتمها السلطان وأوجب الاجابة اليها. (١٢١)
سپس درباب ولايت از طرف سلطان ظالم مطالبى را مطرح كرده، وآن ولايت را براساس احكام پنج گانه تكليفى تقسيم مىكند.
درمورد جواز ولايت از سوى ظالم به خاطر برپا ساختن حق ورفع باطل و... به استدلال پرداخته و مناقشه هايى را مطرح و جواب مىگويد. درمورد حسن يا قبح ولايت از سوى ستمگران كه يكى از مباحث مورد جدال دررساله است، موءلّف ضمن بيان شواهدى از تاريخ وسيره آن را قبيح ندانسته و قول كسانى را كه مىگويند نفس اين ولايت قبيح است ـ چه براى احقاق حق باشد و چه غير آن ـ ردّ مىكند.
اين رساله درحدود نه صفحه و حاوى مطالب بسيار فنّى ودقيق است.
(١٢١) همان،ص٨٩و٩٠.