فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٨
نظريات مورد وفاق هم گاه توضيح داده است. (١٣)
دوـ نقل اقوال فقهاى عامّه: موءلف به نقل نظريات فقهى عامّه اهتمام زيادى دارد؛ به طورى كه دريك مسأله حتى تاچندين قول و محلّ خلاف را گاه با ذكر سند وراوى آن قول برمى شمارد و موافقان و مخالفان با اماميه را مىشناساند.البته معمولا ابتدا قول موافق و بعد قول مخالف را بيان مىكند.
گاهى نسبت يك رأى را به فقيهى تكذيب مىكند و بعد رأى و نظر صحيح آن فقيه سنّى را بيان مىكند. (١٤)اين حاكى از احاطه كامل او به فقه عامّه و انظار آنها است.
سه ـ بيان مخالفت هاى فقهاى اماميّه: اگردرمسأله اى برخى فقهاى اماميّه بر خلاف نظر مختار سيّد ـ كه البته هميشه آن را مجمع عليه و منسوب به اماميه برمىشمارد ـ پيش رفته باشند، سيّد قول خلاف آنها را نيز بيان مىكند.
اين نقل قول از اماميه گاهى فقط بيان آن قول است؛ بدون هيچ گونه ابراز عقيده اى راجع به آن (١٥)و يا اين كه همراه آن تصريح به غير معتبر و شاذّ بودن آن قول نيز مىكند (١٦)و درمواردى هم برردّ آن، دليل اقامه مىنمايد (١٧)و يا ردّ آن را به كتب ديگر ارجاع مىدهد. (١٨)
برخى از عبارات او دراين زمينه بدين قرار است:
١.درمسأله ٤٢ ازناصر اين طور نقل مىكند:«يجزي في الوضوء و الغُسل ماأصاب
(١٣) آية الله واعظ زاده طبسى در مقدمه تحقيق ناصريات، تعداد مسائل مورد وفاق اماميه و زيديه را ٨١ مسأله برشمرده كه مسأله هاى ٣١و٣٤ از آن جمله است و مسائل مورد اختلاف را نزديك ٩٦ مسأله بيان كرده است.
(١٤) مانند ص٨٩، م١٣ كه درآن مىگويد:«ومن حكى عن الشافعي أنه ليس بنجس فقد وهم عليه.»وص٧٨،م٦: «ومن حكى عن(الشافعي)،عيسى بن أبان أنه طاهر مطهّر،وذلك غيرمعمول عليه».
(١٥) مانندص١٧١،م٦٣ كه بعداز بيان قول خويش ديگر آرا را با تعبير«وروي» بيان كرده است.
(١٦) مثل ص١٤٧،م٤٤.
(١٧) مانندص١٧٧،١٧٩تا ٦٥وص٢٩١و٢٩٢،م١٢٧.
(١٨) مانند ص٢٩٢،م١٢٧ كه به كتاب العدد ارجاع مىدهد.