فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - كنترل جمعيّت و عقيم سازى آیت الله سيّدمحسن خرازى
شامل ضرر به نفس مىشود؛ زيرا اطلاق نفى حكم ضررى، نفى مطلق تسلط انسان بر نفس خود را شامل مىشود و اين نيز از احكام است.
براى اثبات اين كه مراد از «لاضرر» ضرر رساندن به ديگرى است، به روايت زير تمسك شده است:
مكاتبة محمد بن الحسين المروية بسند صحيح إلى أبي محمد(ع) في رجل كانت له رحى على نهر قرية و القرية لرجل فأراد صاحب القرية أن يسوق إلى قريته الماء في غير هذا النهر و يعطّل هذه الرحى. أله ذلك أم لا؟ فوّقع(ع): يتّقي اللّه و يعمل في ذلك بالمعروف ولايضرّ أخاه الموءمن؛ (٢٩)
درنامه اى به امام حسن عسكرى(ع) درمورد مردى سوءال كردم كه روى نهر روستايى،آسياب دارد و روستا متعلّق به شخصى است. مالك روستا قصد دارد آب را از نهر ديگرى به روستاى خود ببرد كه سبب تعطيلى آسياب مىشود. آيا مالك روستا حق اين كار را دارد يا خير؟ امام(ع) مرقوم فرمود: ازخدا بترسد و دراين باره به نيكى عمل نمايد و به برادر موءمنش ضرر نرساند.
«لايضرّ أخاه» درروايت، دلالت بر ضرر رساندن به ديگرى دارد و با اين روايت، اطلاق روايت نبوى« لاضرر و لاضرار» را مقيد به ضرر رساندن به ديگرى مىكنيم.
چنين استدلالى درست نيست؛ زيرا جمله «لايضّر أخاه الموءمن» يكى از مصاديق «لاضرر و لاضرار» است و مصداق نمىتواند مطلق را قيد بزند.
پاسخ ديگر اين كه «لاضرر و لاضرار و لايضرّ أخاه» هردو اثبات نفى ضرر مىكنند و هميشه تقييد بين مثبِت و نافى است.
موءيّد ديگرى كه بر تقييد «لاضرر» به ضرر رساندن به غير، اقامه نموده اند،روايت زير است:
عن علي بن محمد بن بندار عن أحمد بن أبي عبدالله عن أبيه عن بعض
(٢٩) وسائل الشيعه،ج١٧،ص٣٤٣،ب ١٥ ازابواب احياى موات،ح١.