فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٠
نظم و هماهنگى خاصّى درطرح ادلّه و مناقشات حاكم است. همين طور روش سيّد در اعتماد به ظواهر آيات و اصول عقليّه و عمليّه كه عمده ادلّه ايشان را تشكيل مىدهند، عظمت فقاهت او را تبيين مىكند.
در اين جا آنچه را كه عموماً دراستدلال ها به عنوان دليل به آن تمسّك گرديده، مىآوريم؛ با اين توضيح كه همان ترتيب متّخذ دراستدلال ها نيز دردرج آنها لحاظ مىشود:
١. اجماع
ازآن به «الاجماع المتقدّم ذكره» يا غير آن تعبير مىكند و كمتر مسأله اى پيش مىآيد كه درضمن ادلّه آن از اجماع ذكرى به ميان نيامده باشد. درمواردى نيز تصريح دارد كه اجماع اماميه يا شيعه اماميه حجّت است. (٢٢)
قابل ذكر است كه گاهى به «إجماع أهل البيت » استدلال مىكند؛ چنانچه درعدم جواز امامت فاسق مىگويد:
هذا صحيح وعليه إجماع أهل البيت(ع) كلّهم على اختلافهم و هذه من المسائل المعدودة التي يتّفق أهل البيت(ع) كلّهم على اختلافهم عليها. (٢٣)
درمسأله«التكبير على الجنازة خمس تكبيرات» مىگويد: «دليلنا على صحة ماذهبنا إليه الاجماع المتردد ذكره، بل إجماع أهل البيت كلهم». (٢٤)
ازاين مطلب برمى آيد كه او اجماع اهل البيت(ع) را چيزى غير از اجماع اماميّه قلمداد كرده است.
استاد واعظ زاده طبسى درمقدمه اى كه بر الناصريات (٢٥)دارد، مىنگارد:
(٢٢) ر.ك: مسائل٢،٨،١٤،٨١،٨٣،١١٤.
(٢٣) الناصريات،ص٢٤٤،م٨٩.
(٢٤) همان،ص٢٦٩،م١١٤.
(٢٥) چاپ دار التقريب بين المذاهب الاسلامية.