فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
شرط كند، صلح باطل خواهد بود.»
محقق كركى؛ در ذيل همين عبارت قواعد، دو احتمال درباره قيد «مطلقاً» در گفتار علامه ذكر مىكند كه نخستين آن چنين است: مقصود آن است كه شرط، مقيد به اطلاق باشد كه مقتضى بازگرداندن همگان است و سپس مىفرمايد: «و لا ريب في البطلان في الاول. لانه صريح في تناول من لا تجوز اعادته؛ يعنى شكى نيست كه احتمال نخست، موجب بطلان پيمان صلح مىشود. زيرا كه چنين شرطى صريحاً شامل بازگرداندن كسانى مىشود كه بازگرداندنشان جايز نيست. (١)»
شهيد ثانى؛ در مسالك (٢) ذيل اين عبارت شرايع: «ولو شرط في الهدنة اعادة الرجال مطلقاً، قيل يبطل الصلح» با اشاره به همان دو احتمالى كه در مورد قيد اطلاق در عبارت محقق آمده، مىنويسد: «ولو اريد بالاطلاق، اشتراط اعادة من يؤمن افتتانه و من لايؤمن، مصرّحاً بذلك، كان الشرط فاسداً قطعاً، يتبعه فساد الصلح على الاقوى؛ يعنى اگر مقصود از قيد اطلاق، گنجاندن شرط بازگرداندن كسانى باشد كه از فريبخوردنشان ايمن هستيم و كسانى كه از فريبخوردنشان ايمنى نيست و به اين نكته تصريح شود، قطعاً شرط فاسد خواهد بود و اقوى آن است كه بطلان پيمان صلح را در پى خواهد داشت.» سپس به ترديدى كه در عبارت شرايع است، اشاره كرده، مىفرمايد: «و يمكن ان يكون نسبة البطلان الى القيل، بناءً على التردد في فساد العقد المشتمل على شرط فاسد؛ يعنى امكان دارد نسبت بطلان به صورت «قيل» بنا بر ترديد در فساد عقد مشتمل بر شرط فاسد باشد.»
(١) همان.
(٢) ذيل عبارت مذكور در متن.