فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٠ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
كه آشكار است، زيرا بىطرفى و نظاره بازگرداندن مسلمانى به سرزمين كفر دخالت در كارش تلقى نمىشود، بلكه مشخصاً عدم دخالت و بىطرفى است.
از دو عنوان ظلم و ضرر، چنين به نظر مىرسد كه هر يك از اين دو عنوان، ظهور در امرى ايجابى دارد كه از انجام دادن آن بىواسطه يا باواسطه، به كسى زيان رسانده شود يا بر او ظلم شود. براين اساس، ظلم يا ضرر، امرى ايجابى است يعنى «انجام دادن» كارى ا ست، نه «انجام ندادن» كه امرى سلبى است. در بحث ما نيز انجام ندادن كارى، در قبال كوشش دشمن براى بازگرداندن مرد مسلمان به دارالكفر، امرى سلبى است. لذا عنوان ظلم يا ضرر بر آن صدق نمىكند.
البته، گاه ظلم به معنايى عامتر به كار رفته كه موجب توهم خلاف آن چه گفتيم مىشود. ليكن چنين تعبيراتى خالى از تأويل نيست؛ مانند سخن شاعر كه «و من يشابه ابه فما ظلم» كه لازمهاش آن است كه هر كس مشابهتى با پدرش نداشته باشد، ظلم كرده است! و يا اطلاق «ظلم به نفس» در مورد ترك واجبات و امثال آن.
ظاهراً عالمان دين براين مطلب اتفاقنظر دارند كه ضرر ناشى از ترك فعل و بىعملى، مشمول اطلاق فرموده رسولخدا(ص) «لاضرر و لاضرار در اسلام» نمىشود، جز در جايى كه ترك فعل، به تباهى جان مؤمنى بيانجامد كه حرمت آن ثابت شده است و يا وجوب حفظ جان مؤمنان كه از طرقى جز قاعده لاضرر ثابت گشته است.
حاصل آن كه، شمول عناوين سهگانه بر بازگرداندن، به معناى امكان دادن و رويارويى نكردن با كافرى كه مسلمانى را به دارالكفر بازمىگرداند، قابل ترديد و بلكه منع است.
البته مىتوان براى اثبات حرمت بازگرداندن مسلمانان، به معنايى كه گفته