فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣٥ - معرفي تفصيلى - عوائد الايّــام سيّد حسن فاطمى
فقها با توجّه به قرينه خارجى، اطلاق يا عموم را استفاده مىكنند كه موارد زير از جمله آن قرائن است:
١ . پس از سؤال، معصوم(ع) قضيّهاى شخصى را نقل مىكند. استدلال به آن قضيّه شخصى بيان كننده اين است كه الفاظ در آن، مطلق است و اگر در آن قضيّه قيدهايى وجود داشته باشد بايد امام (ع) آنها را يادآورى كند تا استدلال تمام باشد.
٢ . عدم قول به فصل بين افراد. مثلاً لفظ «دابّه» اگرچه بر اسب، قاطر، الاغ، و ... اطلاق مىشود ليكن يكى بودن حكم آنها اجماعى است.
٣ . تنقيح مناط قطعى يا قياس اولويّت.
عائده ٧٣إذا قام دليل على أنّ سقوط التكليف عن بعض عبادة لايستلزم السقوط عن الباقي، فهل يجوز التمسّك بإطلاق الأمر السابق على وجوب الباقي؟
هرگاه از دليل استفاده شود كه لازمه سقوط تكليف از بعض عبادت، سقوط تكليف از باقي نيست مثلاً در وضو اجماعى است كسى كه يك دستش قطع شده بايد بقيه اعضا را بشويد و مسح كند. در اين صورت آيا مىتوان به اطلاق امر سابق براى باقى تمسّك جست يا خير؟
از نظر نويسنده، در صورتى كه امر سابق يكى باشد مانند «تَوضَّأ»، بايد به اصول شرعى عمل كرد؛ زيرا پس از حصول مانع، امر برداشته مىشود. امّا اگر خطابها به تعداد اجزاء، متعدّد باشند مىتوان در اعضاى ديگر به مدلول خطابها تمسّك جست.
عائده ٧٤اصطلاحات صاحب الوافى في الرجال المتكرّرة
محدّث كاشانى در مورد نامهاى تكرارى راويان در اسناد روايات اصطلاحات