فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
نخست به دليل اين كه فقهاى ما از آن با تعبيرهاى متفاوتى ياد كردهاند؛ شيخ طوسى از آن با تعبير «بلاخلاف» ياد مىكند، حال آن كه محقق حلى از «شهرت» نام مىبرد و بالاخره علامه حلى بر تعبير «اجماعاً» تكيه مىكند. دوم آن كه از ظاهر تعبيرات شيخ و ديگران چنين برمىآيد كه فتواى اجماعكنندگان به آيه شريفه انسلاخ مستند است. شيخ در مبسوط (١) پس از گفتن «بلاخلاف» مىفرمايد: «به دليل گفته حق تعالى: {"فاذا انسلخ الاشهر الحرم } ؛يعنى پس هرگاه ماههاى حرام به پايان رسيد"...». در منتهى نيز نزديك به اين تعبيرات آمده است. اين مطلب نيز روشن است كه اتفاقنظر عالمان در استناد به دليلى شرعى يا عقلى در يكى از احكام دين، آن اجماع اصطلاحى كه يكى از ادله اربعه (كتاب، سنت، عقل و اجماع) بهشمار مىرود، نيست.
بنابراين بنياد استدلال بر عدم جواز مهادنه به مدت يك سال و بيشتر، همان آيه نخست است، كه ديديم استدلال به آن و استنتاج اين حكم از آن، نارسا است. پس مطلب صحيح همان است كه آن بزرگوار معاصر؛ در منهاجالصالحين (٢) خود فرموده است: «ما هو المشهور بين الفقهاء من ان لايجوز جعل المدة اكثر من سنة فلايمكن اتمامه بدليل؛ يعنى حكم مشهور ميان فقها مبنى بر عدم جواز مهادنه بيش از يك سال، با هيچ دليلى استوار نمىگردد.»
لذا اقوى، جواز مهادنه به مدت يك سال و بيش از آن است، اگر مصلحتى در آن باشد.
حال، بنابر آنكه مهادنه به مدت بيش از يك سال جايز نباشد، جواز مهادنه
(١) ج ٢ ، ص ٥١ .
(٢) منهاج الصالحين، قسم عبادات، ص ٤٠١.