فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
و: {الشهر الحرام بالشهر الحرام } ؛ يعنى ماه حرام در برابر ماه حرام. (١)» پس به چه دليل در آيه انسلاخ، نبايد به همان معنا باشد و چه قرينه صارفهاى در اينجا وجود دارد؟
پاسخ اين اشكال آن است كه اولاً، ذكر واژهاى در موارد گوناگون در قرآن كريم، مستلزم آن نيست كه در هم آن موارد به يك معنا باشد، مگر آن كه در يك معنا چنان فراوان به كار برده شود كه تبديل به حقيقت شرعيه در آن شود و يا آن كه قرينه صارفهاى از ديگر معانى در كنارش باشد، حال آن كه هيچ يك از اين دو مطلب در مورد تعبير ماههاى حرام در اين آيه قطعى نيست.
ثانياً، به فرض كه بپذيريم، ماههاى حرام در قرآن كريم، به همان معناى رايج بهكار برده شده است. ذكر ماههاى حرام درباره مشركان در بحث ما و با توجه به اين كه آيات آغازين سوره توبه درصدد بيان حكم قضيه خارجيهاى است، بهترين قرينه صارفهاى است كه نبايد ماههاى حرام را به معناى ماههاى معروف به كار برد و گوياى آن است كه در اينجا مقصود، بيان مدت مهلت است و بس.
ثالثاً، فرض كنيم كه در همه اين موارد شك كرديم. در اين صورت حكم به وجوب قتال پس از انقضاى ماههاى چهارگانه معروف به استناد آيه انسلاخ با فرض شك در مضمونش، جايز نخواهد بود.
سخن كوتاه، از مطالبى كه گذشت روشن گشت كه استدلال به آيه شريفه انسلاخ براى اثبات حرمت هدنه به مدت يك سال و يا بيشتر از آن، صحيح نيست و آيه ناظر به مطلب ديگرى است و براى اين مسأله نمىتوان به آن استناد جست. بنابراين اطلاق دليل صلح؛ يعنى كريمه {و ان جنحوا للسلم فاجنح لها } و ديگر دلايلى
(١) سوره بقره، آيه ١٩٤.