فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
هر زمان و مكانى است كه موضوع آن محقق شود. اين است مبناى استدلال به آيه انسلاخ براى اثبات وجوب جهاد پس از انقضاى ماههاى حرام در هر سال. طبيعتاً بنابراين مبنا مقصود از ماههاى حرام در اين آيه، همان ماههاى چهارگانه معروف يا مشخصاً ماهاى حرام سهگانه بههم پيوسته است؛ يعنى ذوالقعده، ذوالحجه و محرم.
ليكن از بحثهاى گذشته به ضعف اين مبنا پى برديم و روشن شد كه نمىتوان پذيرفت كه مقصود از ماههاى حرام، همان چهارماه معروف باشد. (١) اين مطلب با نگاهى از نزديك به اين آيه شريفه و ربط منطقى ميان آن و آيات پيش از آن آشكارتر مىگردد. اينك نگاهى مختصر و گذرا به آن مىاندازيم.
پس از آن كه خداوند متعال برائت خود و پيامبرش(ص) را از مشركانى كه با آنان پيمان بسته شده بود، اعلام كرد، به آنان چهارماه مهلت داد تا در زمين سير كنند. سپس اين اعلام را با وعيد و تهديد همراه ساخت و فرمود: «و اعلموا انكم غير معجزى اللّه؛ يعنى و بدانيد كه شما نمىتوانيد خداوند را عاجز كنيد.» آنگاه آنان را به بازگشت به حق و توبه ترغيب كرده و فرمود: {فان تبتم فهو خير لكم } ؛يعنى پس اگر توبه كنيد برايتان بهتر است.» پس از بيان اين حكم، متوجه مؤمنان گشته، نحوه رفتار با مشركان پيمانبسته را، چه آنانى كه پايبند پيمان خود بودند و چه آنان كه پيمان شكسته بودند، مشخص ساخت و حكم هر يك را بيان داشت: مؤمنان موظف گشتند پيمانى را كه مشركان نقض نكرده بودند، همچنان تا پايان مدت آن رعايت كنند و از نقض آن بپرهيزند. ليكن به مؤمنان فرمان داد پس از پايان مهلت چهارماهه، مشركانى را كه در طول مدت معاهده، پيمان شكستند و دشمنى خود را آشكار
(١) ر. ك. به : مطلب نهم (از فصل چهارم) در باب حكم قتال در ماههاى حرام.