فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١١ - استصنــاع (قرارداد سفارش ساخت ) آية الله محمّد مؤمن قمى
عقد و عهد آن است كه عقد به معناى محكم كردن و بستن است و تنها ميان دو نفر انجام مىشود [نه كمتر]، امّا عهد گاهى به وسيله يك نفر صورت مىگيرد. بر اين اساس، هر عقدى عهد است و هر عهدى عقد نيست. اصل عقد به معناى بستن چيزى به ديگرى است؛ يعنى: پيوند آن به ديگرى، چنان كه ريسمان را مىبندند.»
در تفسير «كشّاف»، چنين آمده است:
«عقد؛ يعنى: پيمان محكم، نظير محكم بستن ريسمان و امثال آن.»
بنابر آنچه گذشت، براى كسى كه در سخنان اين دانشمندان لغت، غور كند، ترديدى باقى نمىماند كه حقيقت عقد، ايجاد همان گرهى است كه در طناب و امثال آن وجود دارد و ما در فارسى از آن به «گره زدن و گره بستن» تعبير مىكنيم. به كار بردن اين واژه در قراردادِ داد و ستدهاى اعتبارى، به سبب به وجود آمدن رابطه ميان دو قرار و دو پيمان و دو سوگند است. بنابر اين، هر امرى كه در آن، رابطه يك قرار با قرارى ديگر و يك پيمان با پيمانى ديگر وجود داشته باشد، مصداق عقد خواهد بود و ادلّه عقود آن امر را در بر مىگيرد.
خلاصه: بىترديد، اين قرارداد قطعى كه ميان طرفين بسته شده است و بر طبق آن، سازنده بايد كالاى درخواستى سفارش دهنده را بسازد و آن را براى فروش عرضه كند و سفارش دهنده نيز، پس از عرضه، آن را خريدارى نمايد، از مصاديق عقد است. امّا با اين همه، چنان كه پيشتر از اين دانستيد، قرارداد مزبور نه بيع است و نه عقد ديگرى داراى عنوانى خاص؛ همچون: اجاره و مضاربه و امثال آنها.
هيچ كس نمىتواند بگويد: اين قرارداد، عنوانى خاصّ دارد كه عبارت است از «استصناع» (سفارش ساخت). زيرا استصناع، هم اين قرارداد را در بر مىگيرد و هم قرارداد قسم اول را؛ در حالى كه پيش از اين گفتيم: قرارداد قسم اوّل، بدون ترديد