فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٠ - استصنــاع (قرارداد سفارش ساخت ) آية الله محمّد مؤمن قمى
به عنوان مثال، در «المصباح المنير» آمده است:
«عقدت الحبل عقداً ـ من باب ضرب فانعقد. والعقدة ما يمسكه ويحبسه ويوثّقه ومنه قيل: عقدت البيع ونحوه؛ ريسمان را محكم بستم ـ از باب ضرب پس آن بسته شد. عقدة عبارت است از چيزى كه آن را نگهدارد و محكم كند و از اين قبيل است كه گفتهاند: عقدت البيع و امثال آن».
در «اقرب الموارد» آمده است:
«عقد الحبل وعقد البيع والعهد واليمين ونحوها عقداً ...؛ «او ريسمان، بيع، پيمان، سوگند و ... را محكم بست عَقَدَهُ يعني محكم كرد و بست آن را، عَقَدَ (بست) متضادّ حَلَّ (بازكرد). عَقَدَ الْخَيْطَ وَنَحْوَهُ: آن را گره زد و اطرافش را جمع كرد.»
در «فروق اللّغات» نگاشته جزائرى، آمده است:
«عقد و عهد. برخى گفتهاند: فرق ميان اين دو آن است كه عقد به معناى محكم كردن و بستن است و تنها ميان دو شخص صورت مىگيرد. در حالى كه عهد گاهى به وسيله يك شخص هم انجام مىشود. بنابراين، ميان عقد و عهد، عموم و خصوص [ مطلق [ است.»
در «مفردات» راغب مىخوانيم:
«عقد عبارت است از به هم آوردن اطراف شىء. اين واژه، در اجسام سخت به كار مىرود؛ نظير به هم آوردن ريسمان و ساختمان. آن گاه به طور مجاز در معانى به كارى مىرود، همانند عقد بيع، عهد و ديگر معانى.»
در «منتخب اللّغات» چنين مىگويد:
«عَقَد به فتح: بستن و گره دادن ... «عَقَدَ» به فتح عين و قاف: گره گرفتن ريسمان وزبان.»
در «تبيان» نگاشته شيخ طوسى آمده است:
«عقود، جمع عقد است به معناى معقود (بسته شده)، و آن جدّىترين پيمان است. تفاوت ميان