فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
است ـ و براى بيان فراهم آمدن زمينه طبيعى صلح به كار رفته است.
در دلالت آيه شريفه : {و لا تهنوا و تدعوا الى السلم } بر نامشروع بودن پيشنهاد صلح از سوى مسلمانان نيز، مىتوان خدشه كرد و گفت كه متعلق نهى در اين آيه دو شىء مجزا از يكديگر نيست، بلكه يك شىء است كه اجزاى آن بر يكديگر مترتب شدهاند. توضيح آن كه قرار گرفتن دو شىء در دايره نهى، به دو صورت خواهد بود: يا آن كه هر يك مستقل از ديگرى متعلق نهى است؛ مانند آن كه بگوييم: اذا صمت لاتأكل و لاتشرب؛ يعنى چون روزه گرفتى نخور و نياشام، كه در آن حرف نهى تكرار شده است. از اين قبيل است آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد: {و لا تهنوا و لا تحزنو } ؛سست مشويد و اندوهگين مشويد.» در اينجا سستى و اندوه دو مسأله جداگانهاند كه هر يك به تنهايى متعلق نهى واقع شده است و هيچ يك مترتب بر ديگرى نيست، لذا حرف نهى بر سر هر دو تكرار شده است. گاه نيز متعلق نهى، در حقيقت، يك مسأله است و مسأله دوم به عنوان نتيجه آن ذكر شده است؛ مانند آن كه بگوييم: «اذا كنت صائماً فلا تأكل و تفطر؛ هرگاه روزه بودى، چيزى مخور كه روزهات را خوردهاى.» در اينجا متعلق نهى خوردن است و افطار (روزهخوارى) نتيجه آن است. در چنين مواردى، بىگمان مسأله دوم نيز نخواستنى است، اما مستقلاً متعلق نهى قرار نمىگيرد، بلكه صرفاً آن را ذكر مىكنند تا دانسته شود كه اين يك، مترتب بر مسأله اول و محكوم به حكم آن است، لذا حرف نهى در آن تكرار نمىشود.
آيه شريفه : {و لا تهنوا و تدعوا الى السلم } نيز از همين سنخ است و آن چه متعلق نهى واقع شده است، سستى در برابر دشمن و از دست دادن ثبات و احساس ضعف و زبونى و ترديد در ادامه جهاد است و دعوت به صلح به عنوان نتيجه اين