فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
قضاوت كرد و فرمود: «شرط اللّه قبل شرطكم فان شاء وفى لها بما اشترط و ان شاء امسكها و اتخذ عليها و نكح عليها؛ يعنى شرط خدا، مقدم بر شرط شما است. پس اگر آن مرد بخواهد مىتواند به شرط خود وفا كند و اگر خواست مىتواند او را نگه دارد و بر او زن ديگرى بگيرد و يا كنيزكى بياورد. (١)»
شيخ اين حديث را با اسنادش به على بن محبوب و از او با سندى صحيح به محمد بن قيس روايت كرده است. طريق شيخ به اين محبوب نيز صحيح است.
ز : زرارة بن اعين نقل مىكند كه «مردم در بصره نهانى ازدواج مىكردند و مرد با زن خود شرط مىكرد كه تنها روزها نزدت مىآيم، يا شرط مىكرد كه شبها نزدت نمىآيم و نوبت همخوابگى معين براى تو قرار نمىدهم. من از آن هراسان بودم كه مبادا چنينازدواجى فاسد باشد. لذا از امامباقر در(ع)اين مورد پرسيدم وايشان فرمود:
«لا باس به. الا انه ينبغى ان يكون مثل هذا الشرط بعد النكاح. ولو انها قالت له بعد هذه الشروط قبل التزويج: «نعم.» ثم قالت بعد ما تزوجها: «انى لاارضى الا ان تقسّم لى و تبيت عندى» فلم يفعل كان آثما؛
اين ازدواج اشكالى ندارد. جز آن كه سزاوار است چنين شرطهايى پس از عقد نكاح تعيين شود و اگر زن پيش از ازدواج اين شرطها را بشنود و بپذيرد و بگويد: «آرى» و پس از ازدواج بگويد كه «راضى نمىشوم مگر آن كه نوبت همخوابگى معين داشته باشم و شبها نزدم بمانى» و شوهر چنين نكند، گناهكار خواهد بود. (٢)»
(١) همان، باب ٣٨، حديث ١.
(٢) همان، باب ٣٩، حديث ٢.