فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٢ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
صلح حديبيه مشهور است، تعارض پيدا مىكند و دچار اشكال مىگردد. حضرت(ص) در پيمان صلحى كه با كافران منعقد ساختت، به بازگرداندن هر مسلمانى كه به ايشان پناهنده شود، ملتزم شده و عملاً نيز ابوجندل پسر سهيل بن عمرو را به مشركان بازگرداند. اين مطلب نه تنها از طرق متعدد و معتبر ـطبق معيارهاى رايج در نقل حديث نقل شده است، (١) كه حتى در كتابهاى مورخان و سيرهنويسان نيز وارد و شايع شده و محدثان و فقيهان آن را به ديده قبول نگريسته و آن را پذيرفتهاند. بنابراين ادعاى اطمينان به صحت آن بعيد نيست. لذا چارهاى جز پذيرش جواز فيالجمله آن باقى نمىماند و ديگر نمىتوان به استناد دليل اعتبارى ـكه اندكى پيشتر نقلش كرديم آن را به طور مطلق حرام دانست.
با اين حال، سنت فعلى پيامبراكرم(ص) مانند ديگر ادله غيرلفظى، دلالتى بر جواز بازگرداندن به طور مطلق ندارد، تا آنجا كه به استناد آن بازگرداندن مرد
مسلمان ناتوانى را كه دشمن مىتواند مقهورش سازد و از دينش بازدارد، جايز دانست. زيرا رفتار حضرت(ص) به صورت خاص و در شرايط خاصى شكل گرفت و تنها گوياى آن است كه چنين رفتارى تحت چنان شرايطى و با آن شكل خاص جايز است و نمىتوان از آن جواز مطلق چنين رفتارى را در هر شرايط و به هر شكى استنباط كرد.
و از اين همين جا اشكال نظر ابن قدامه حنبلى در كتاب مغنى آشكار مىشود كه از رفتار حضرت، اطلاق را فهميده و بدان حكم كرده است. او پس از نقل ديدگاه
(١) پس از اين بحث، روايات متعددى در اين مورد در كتاب كافى و تفسير قمى يافتيم كه آنها را خواهيم آورد.