فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦١ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
شد، به ملازمهاى كه صاحب جواهر نقل كرده است، استدلال كرد: لازمه وجوب هجرت از دارالحرب كه مسلمان نمىتواند در آن شعاير اسلامى را برپا دارد، حرمت بازگرداندن مسلمان به دارالحرب است.
تقرير اين ملازمه بدين شرح است : دلالت بر وجوب هجرت بر حرمت بازگشتن يا بازگرداندن مسلمان به دارالحرب واضح است. يا از آن جهت كه نهى عملى از منكر همچون نهى زبانى از منكر واجب است، بدين معنى كه بر هر مسلمانى واجب است تا عملاً از اين منكر، نهى و از بازگشت و بازگرداندن مسلمان به دارالحرب ممانعت كند، و موضع سلبى داشتن و به كافران امكان اين كار را دادن، جايز نيست. و يا از آن جهت كه شارع به بازگشتن و بازگرداندن مسلمانان به دارالكفر رضايت نمىدهد، از اينرو براى تحصيل رضاى شارع، بايد در برابر اين حركت، به هر صورت مانعى ايجاد كنيم و اجازه بازگرداندن مسلمانان را ندهيم. همانگونه كه در موارد مشابه چنين حكم مىكنيم. شايد بتوان بر اين مطلب به پارهاى از آيات تشريفه؛ مانند اين آيه استدلال كرد: {تعاونوا على البر و التقوى و لاتعاونوا على الاثم و العدوان } ؛يعنى در نيكوكارى و تقوا به يكديگر كمك كنيد و بر گناه و تجاوزگرى ، به يكديگر كمك مكنيد. (١)» صاحب جواهر وجوب ممانعت از بازگرداندن مسلمان را به دارالحرب، تنظير كرده به وجوب يارى رساندن به زن مسلمان يا حتى مرد مسلمان ناتوانى كه در دارالحرب است و از مسلمانان براى خروج از آن كمك مىخواهد. (٢)
با اين همه، آن چه نقل كرديم با آن چه كه از سنت فعلى رسولخدا(ص) در
(١) سوره مائده، آيه ٢.
(٢) جواهرالكلام، ج ٢، ص ٣٠٨.