فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٤ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
او مىشود، با اشكالى كه در آن است.
در مورد زنان مجنونى كه به اردوگاه مسلمانان مىپيوندند، نيز تفصيل مسأله چنين است: اگر مشخص شود كه چنين كسانى پيش از آن ك دچار جنون شوند، مسلمان بودهاند، بىشك اطلاق آيه شامل آنان مىشود و نمىتوان آنان را به كافران بازگرداند و صدق هجرت بر آنان خدشهناپذير است. گروهى در صدق چنين هجرتى خدشه كرده و مدعى شدهاند كه رسولخدا(ص) از انگيزه درونى زنان مهاجر پرسش مىكرد و آنان را برحذر مىداشت كه مبادا پيوستنشان به دارالاسلام بر اثر دشمنى با همسران و يا علاقهمندى به شخصى از مسلمانان باشد و تنها زمانى آنان را مىپذيرفت كه مشخص مىگشت انگيزه هجرتشان دوستى خدا و رسولش است. بنابراين هجرت امرى است كه متوقف بر نيت و دارا بودن مرتبهاى از معرفت است و براى زن ديوانه چگونه چنين امرى ممكن است؟ اين ادعا پذيرفتنى و اين خدشه وارد نيست و با قبول نكات تاريخى كه مدعى در باب رفتار رسولاكرم(ص) در اين مورد بيان داشته است، باز دو نكته مؤيد نظر ما است. نخست آن كه حضرت(ص) زنان را مىآزمود، تا مبادا كه هجرتشان براى مسائل مادى و به انگيزههاى نفسانى باشد و اين خود دليل بر آن است كه آمدن به دارالاسلام به انگيزههاى مادى ـ همانند انگيزههايى كه در همين حديث بدانها اشاره شده هجرت نيست. ليكن اين نقل دليل بر آن نيست كه تحقق هجرت متوقف بر انگيزههايى فراتر از اسلام آوردن و رهايى از كفر باشد. اين دو انگيزه نيز در افراد مجنون مىتواند موجود باشد. دوم آن كه آن چه در اين نقل، گواه صدق عنوان هجرت تلقى شده است؛ يعنى دوستى خدا و رسولش، از افراد مجنون نيز ساخته است. زيرا دوستى از امورى نيست كه متوقف بر كمال عقل باشد. همچنان كه انگيزههاى دوستى خدا و رسولش، منحصر به برآيند استدلال عقلانى و سلوك عقلى صرف نيست.