فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
اجماع عدول مىكند و آنرا به قولى مشهور نسبت مىدهد و همين نكته ادعاى اجماع را ضعيف مىسازد. زيرا ظاهراً وجه عدول ايشان ـ همانگونه كه شهيد ثانى در مسالك استظهار مىكند آن است كه اجماع از نظر ايشان محقق نشده است.
دوم : آيه شريفه {فاذا انسلخ الاشهر الحرام، فاقتلوا المشركين... } ؛ يعنى چون ماههاى حرام به پايان رسيد، مشركان را بكشيد. (١)» است كه به دوگونه به آن استدلال شده است. نخست نحوه استدلال شيخ طوسى در مبسوط (٢) است به اين شرح كه مقتضاى اين آيه لزوم قتل مشركان در هر حالى است، ليكن قدر متيقن چهارماه حرام با دليل خاص ديگرى؛ يعنى آيه شريفه {فسيحوا في الارض اربعة اشهر } ؛پس چهارماه در زمين سير كنيد»، از آن خارج مىشود و بقيه آن بر عموم خود باقى مىماند. دومين شيوه استدلال به اين آيه از آن شهيد ثانى در مسالك (٣) است. ايشان مىفرمايد مقتضاى اين آيه وجوب جهاد پس از انقضاى ماههاى حرام است كه در هر سال يكبار محقق مىشود. آنگاه شهيد خود براين استدلال اشكالى وارد مىكند كه امر مقتضى تكرار نيست.
محقق آقا ضياءالدين؛ در شرح خود بر تبصره، (٤) در دلالت اين آيه اشكالى كرده كه نهايت آنچه از اين آيه بهدست مىآيد، وجوب قتال در هر سال به حسب مصلحت اوليه است و اين وجوب با جواز ترك قتال براثر بستن پيمان مهادنه با مشركان به دليل مصلحت قوىترى، منافات ندارد. [تا آنجا كه مىفرمايد: [
(١) سوره توبه، آيه ٥.
(٢) ج ٢، ص ٥١.
(٣) ج ١ (نسخهاى كه نزد ما است، صفحه شمار ندارد).
(٤) ج ٦، ص ٤٧٧.