فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٨ - محارب كيست و محاربه چيست؟ آية الله سيّد محمود هاشمى
از آيه محاربه آمده است، استدلال مىشود بر اينكه عنوان افساد در زمين به تنهايى موضوع است براى جواز حكم قتل. بر اين استدلال دو اشكال وارد است:
اشكال نخست: عنوان افساد در زمين در آيه مزبور، موضوع حكم قتل واقع نشده است تا بتوان به اطلاق آن تمسّك جست، بلكه فقط عدم آن، قيد موضوع حرمت قتل قرار داده شده است بدين معنا كه هر كس، كسى را بدون اينكه مرتكب افساد در زمين شده باشد، بكشد، مانند آن است كه همه مردم را كشته باشد. نهايت دلالت مفهومى اين قيد آن است كه اگر كسى، انسانى را به سبب آنكه مفسد در زمين بود بكشد، چنين نيست كه گويا همه مردم را كشته باشد. در جاى خود ثابت شده كه دلالت مفهوم قيد، چيزى بيش از سالبه جزئيه يعنى انتفاء حكم در بعضى از مواردِ انتفاء قيد، نيست. بدين معنا كه مفسد في الارض ـ ولو در صورتى كه محارب هم باشد، گاهى مستحقّ قتل است.
به بيان ديگر: جمله {بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى الأَرْضِ... } به عنوان قيدى براى موضوع قتلِ حرام، آورده شده است و حدّاكثر مفاد اين قيد آن است كه حكم مذكور در همه موارد انتفاء آن قيد، ثابت نيست، چه در غير اين صورت، آوردن چنين قيدى لغو است. پس به ناچار مفاد قيد مذكور آن است كه حكم حرمت قتل نفس، في الجمله ـيعنى در بعضى از موارد انتفاء قيد منتفى است، و اين غير از معناى «مفهوم» مصطلح است، بلكه همان قاعده احترازى بودن قيود است كه مفاد آن بيش از سالبه جزئيه را اقتضا نمىكند.
از اينجا معلوم مىشود كه آيه مذكور بيش از اين دلالتى ندارد كه حكم حرمت قتل نفس در پارهاى از موارد يعنى در مواردى كه قتل نفس در مقابل قتل نفس يا افساد در زمين باشد، منتفى است، امّا توضيح اين مورد و بيان شروط و قيود آن را به ناچار