فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٣ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
اين حكم اجمالاً از مسلّمات و منطبق بر مقتضاى حفظ مصالح اسلام و مسلمين است. ليكن در اين مسأله چند فرع در سخنان فقها آمده است، كه نيازمند توضيح است.
نخست، آن كه مقصود از «خوف» كه در آيه آمده است صرفاً گمان و انديشناكى نيست كه بىهيچ قرينه و شاهدى در ضمير ولىامر پديدار مىشود، بلكه مراد آن ترسى است كه قرائن خارجى آن را تأييد كند. علامه حلى در تذكره و قواعد به اين نكته تصريح كرده است. ايشان در تذكره (١) مىفرمايد: «و لا يكفى وقوع ذلك في قلبه حتى يكون عن امارة تدل على ما خافه. و لا تنتقض الهدنة بنفس الخوف، بل للامام نقضها؛ يعنى وقوع بيم در قلب او [ولىّ امر] براى نقض پيمان كفايت نمىكند، مگر آن كه نشانهاى بر آن چه از آن بيمناك است، وجود داشته باشد. پيمان نيز به صرف بيمناك شدن امام، نقض نمىشود، بلكه امام حق نقض آن را دارد.» در قواعد نيز مىفرمايد: «ولو استشعر الامام خيانةً جاز له ان ينبذ العهد اليهم و ينذرهم. و لا يجوز نبذ العهد بمجرد التهمة؛ يعنى اگر امام احساس خيانت كند، جايز است لغو پيمان را اعلام كند و به آنان هشدار دهد. اما جايز نيست كه به مجرد تهمت پيمان را لغو كند.» صاحب جواهر پس از نقل عبارت فوق بر آن چنين تعليق مىزند: «و هو كذلك، ضرورة وجوب الوفاء لهم، بخلاف ما اذا خاف منهم الخيانة لامور استشعرها منهم، فانه ينبذ العهد اليهم حينئذٍ لقوله تعالى: «و اما تخافن من قوم خيانة فانبذ اليهم على سواء. ان اللّه لا يحب الخائنين"؛ يعنى حق همين است، به دليل وجوب وفادارى نسبت به آنان. ليكن اگر امام بر اثر وجود نشانههايى، احساس خيانت كرد و انديشناك شد، در اين صورت عهد آنان را بدانان برمىگرداند [يعنى آن را لغو
(١) ج ١، ص ٤٥٠.