فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٢ - مهــآدنه (ترك مخاصمه و آتش بس) مقام معظّم رهبرى
از رسول خدا(ص) نقل مىكند كه فرمود: «من كان بينه و بين قومٍ عهدٌ فلا يشدّ عقدة و لا يحلّها حتى ينقضى مدتها او ينبذ اليهم على سواء؛ يعنى هر كسى با قومى پيمانى دارد، نه تصميمى بگيرد و نه آن را فسخ كند مگر آن كه مدت پيمان به سر آيد و يا آن كه به آنان اعلام كند كه [بر اثر پيمانشكنى آنان [پيمانشان ديگر اعتبارى ندارد.»
حال پس از پذيرش اصل حرمت شكستن پيمان صلح، مىگوييم كه بى هيچ شبهه و اختلافى، در صورتى كه دشمن در شكستن صلح پيشقدم شود، شكستن آن از سوى مسلمانان جايز خواهد بود. دلايل جواز اين كار عبارتنداز:
يك : همان ادلهاى كه معاهدات منعقد شده با دشمن را معتبر مىداند، اعتبارش را مشروط و موكول به پايبندى دشمن به آنها شمرده است؛ مانند اين آيه شريفه: «فما استقاموا لكم فاستقيموا لهم؛ يعنى پس تا هنگامى كه در برابر شما پايبند پيمان خود باشند، شما نيز پايبند پيمان خود باشيد. (١)» از اين بالاتر، شكستن پيمان از سوى دشمن موجب مىشود كه آن چيزى كه پاىبندى بدان واجب بود، از ميان برود، زيرا اساساً پيمان امرى اعتبارى و وابسته به طرفين است و تا زمانى دوام دارد كه هر دو طرف بدان ادامه دهند، بنابراين هرگاه يكى از دو طرف آن را نقض كند، آن امر اعتبارى فيمابين خود به خود از ميان مىرود، پس با نقض پيمان از سوى يكى از طرفين، موضوع وجوب پايبندى به آن از سوى طرف ديگر منتفى مىگردد.
دو : خداوند متعال در اين آيه شريفه مىفرمايد: {و اما تخافّن من قوم خيانةً فانبذ اليهم على سواء، ان اللّه لايحبّ الخائنين } ؛ يعنى اگر از خيانت قومى بيمناك شدى، پس همسان، عهدشان را به سويشان بينداز. كه خداوند خائنان را دوست ندارد. (٢)»
(١) سوره توبه، آيه ٧.
(٢) سوره انفال، آيه ٥٨.