گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - تكامل
ديالكتيسينها معتقدند، بلكه ديالكتيسينها معتقدند كه اگر بيايند و فراوردههاى علم را روى هم بريزند به چنان نتيجهاى مىشود رسيد. ولى خود علوم چنين ادّعايى نكردهاند حتّى در اين بحث هم كه بحث روشنى بود اجمالا ديده مىشود كه در خود علوم چنين قانونى وجود ندارد؛ يك قانونى كه خودش گفته باشد در اينجا تكامل رخ مىدهد و اين استنباط و استنتاج ديگران از علوم است كه حالا بعد برسيم ببينيم استنتاج درست است يا نه؟ پس [اينكه مىگوييم] علوم مىگويند، اين تعبير را بايد شكافت و مشخص كرد كه علوم به چه نحو اين را مىگويند؟ خودشان تصريح مىكنند؟ نه، اين كار را نمىكنند، علوم حرفهاى خودشان را زدهاند، ديگران اين را مىگويند و ديگران مدّعى هستند كه از علوم اين استنباط را مىكنند پس استنباط از ديگران است نه از علوم، اين يك نكته.
نكته دوم اينكه حالا بياييم برسيم به اينكه ببينيم علوم از چه راهى چنين چيزى را مىگويند؟ علوم كارشان يا بررسى پديدههاى خاص است و يا بيان قانونها و تئورىهاست؛ چيزى غير از اين نيست. تمام علومى كه وجود دارند اعمّ از علومى كه در آنها مسائلى به ثبوت و قطعيت رسيده و يا فرضيههايى كه در آنجا وجود دارند، يا از مشخصات پديدههاى خاص سخن مىگويند، راجع به كره زمين، راجع به فلان جانور خاص، راجع به فلان بيمارى خاص، مثلا راجع به كره مريخ و مسائل مشخص، و يا هم قانون مىدهند يا تئورى مىدهند؛ ديگر بافت و ساختمان علوم چيزى غير از اين نيست. بنابراين در علوم چيزى غير از اينها ديده نمىشود. حالا بياييم ببينيم اين علوم مىگويند، چگونه علوم مىگويند؟ اوّلا ديده شد كه در علوم حتى يك قانون يا تئوى هم وجود ندارد كه در آن تصريح به تكامل شده باشد؛ چنين چيزى در علوم وجود ندارد. و به فرض هم كه وجود داشته باشد مثلا در يك علم است؛ در علم بيولوژى [كه البته] آنجا هم بايد بيان كرد كه غرض از آن تئورى چيست. ولى حالا به فرض هم وجود داشته باشد در يك علم است نه علوم. بنابراين، تئورىها و نظريات و قوانين علمى ما نداريم كه اينها بگويند كه تكامل در عالَم واقع مىشود (در همان قلمرو خاص آن علوم) تا وقتى اينها را روى هم ريختيم و جمع كرديم و برآيند گرفتيم نتيجه آن تكامل كلّ عالَم شود. اين يك نكته. مىماند مطالعه پديدههاى خاص كه در علوم