گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - تكامل
در داخل جامعه است. البته در عين حال كه در روند كلى تكامل انجام مىگيرد، اين روند با در جازدن و سيرهاى قهقرايى و حركتهاى عقبگردى نيز همراه است. اينگونه نيست كه كاروان هستى كوبنده و تازنده مرتباً در يك جاده اعتلايى پيش برود. بلكه در تمام هستى و با تنوع فوق االعاده انجام مىگيرد. آنچه در اين تنوع مسلّم است قوانين جامعه و قوانين طبيعت به ويژه قوانين جامعه است كه به صورت گرايشهاى مسلط ـ نه به صورت امور اكيد ـ بروز مىكند و در همه اجزا صادق مىباشد اينطور نيست كه جنبه مكانيكى داشته باشد. يك ماشين مكانيكى نيست، بلكه حركتش حركتى بغرنج است. انديشه ديالكتيكى ناشى از پىبردن به اين انديشه و متناقض بودن حركتِ وجود است و يكنواخت و همگن و يكرنگ نيست.
به اين ترتيب ديالكتيك در مسأله تكامل، حركت صعودى و نزولى هر دو را قبول دارد و آن را گسترش مىدهد. ولى در كل به آن گسترش تكاملى قائل است كه شامل كليه عرصهها نمىشود، بلكه فقط يك «گرايش مسلط» است. اگر اينگونه برخورد كنيم آن وقت بسيارى از نكاتى كه جناب آقاى مصباح فرمودند پاسخ داده خواهد شد.
اما در مسأله معرفتى هم جاى بحث است.
آقاى سروش: ممكناست دليل اينسخن راذكر كنيد وبفرماييد شيوه آنها چيست؟
آقاى طبرى: مىدانم و با نهايت صداقت مسأله را مطرح و پاسخ مىدهم كه دليل ما علوم است. به قول ماركس مىگويد پودينگ كه يك نوع غذايى است همان آش خوردن است. آفتاب آمد دليل آفتاب. علوم هستند كه اين را ثابت مىكنند. ماركسيسم مدعى كشفيات خاصى از طرف خودش نيست. آنچه ماركسيسم كشف كرده است عبارت است از انطباع كليه علوم بر عرصه تكامل اجتماعى. اينجا عرصه خاص اوست و حرفهايى زده است كه ديگران گاه قبول دارند و گاه ندارند. شما با اين مسأله آشنا هستيد، ولى در عرصه فيزيك و شيمى و بيولوژيك ماركسيسم حرفى نزده است و صلاحيتى براى خود قائل نيست تا حرفى بزند بلكه حرف ديگران را نقل مىكند.
آقاى سروش: براى روشن شدن مسأله بايد مجدداً سؤال كرد كه علوم چگونه اين روند مسلّط تكاملى در جهان را ثابت كردهاند؟