گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - تكامل
آقاى طبرى: اينجا رابطه جزء و كل مطرح مىشود كه بحث جداگانهاى است. اجزاى طبيعت و اجتماع ـ كه افراد باشند ـ مقدارى حركات تصادفى ـ به اصطلاح خيلى هوايى ـ را طى مىكنند تا اينكه در جاده قوانين معيّن قرار مىگيرند. اينگونه نيست كه هر جزئى آيينه تمام نماى كل وجود باشد و قوانين وجود را منعكس كند، بلكه اجزا در حركت بغرنجى كه با هم دارند، قوانين را به شكل «گرايش مسلط» بروز مىدهند. قوانين اكيدى نيستند كه در هر موردى آن قاعده را ببينيد.
آقاى مصباح: چند نكته است كه بايد بگوييم: ما چيزى را قانون مىناميم كه در هر علمى، موضوع مشخصى دارد و نسبت به مواردش كلّيت دارد. پس چنين چيزى را قانون مىگوييم. ولى اگر بگوييم در كل يك ساختمان پديدهاى اتفاق خواهد افتاد، اين را هيچ وقت به عنوان قانون نمىتوانيم بپذيريم. چون موضوع مشخصى ندارد. لذا قاعده علمى نيست. بنابراين نمىتوانيم بگوييم در كل طبيعت تكاملى واقع مىشود و اين قانونى براى كل طبيعت است و اين اشكالى است كه متوجه فرمايش شما مىشود. نكته دومى كه بايد عرض كنم اين است كه بالاخره اين قانون از چه راه اثبات مىشود؟ اين بحث يك بحث فلسفى است. آيا اين قانون از راه عقل اثبات مىشود و يا از راه علوم اثبات مىگردد؟ اگر از راه علوم مىخواهد اثبات شود، يك مشكل در اين مسير وجود دارد كه ما كل طبيعت را نشناختيم تا چنين قانونى را در موردش حاكم بدانيم!؟
مجرى: اگر اجازه بدهيد آقاى نگهدار پاسخ را دنبال كنند. چون خوف آن را دارم كه از وقت آقاى طبرى و شما آنقدر كم شود كه در آخر فرصتى براى شما باقى نماند. لذا از آقاى نگهدار مىخواهيم كه پاسخ همين سؤال و سؤالهاى ديگر را بيان بفرمايند.
آقاى نگهدار: در بحث تكامل ما بحث را بطور هدفدار مطرح مىكنيم. وقتى كه ما به هستى و به آنچه خارج از ذهن است ـ با كليت آن، نه به عنوان اين شىء و يا آن شىء خاص ـ نگاه مىكنيم، در پروسه گذشت زمان سيرى بىجهت و بدون سمت و يا قهقرايى را نمىبينيم. اگر ما به تحقيقات كيهانشناسى بپردازيم. يعنى در عرصه كيهانشناسى به بررسى ماده كه كل جهان را تشكيل مىدهد بپردازيم، اين نتايج به دست مىآيد كه از لحاظ عنصرى در زمانهاى بسيار دور تركيب جهان اين گونه كه امروز هست، نبوده است. عناصر متشكّله جهان بسيار بسيطتر و سادهتر بودهاند. مثلاً