گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - تكامل
اثبات مىرسد وبه تجربه و مشاهده درمىآيد. طبعاً خود حكم، صحت خود را دريافته كرده است. به قول مولوى؛ «آفتاب آمد دليل آفتاب گر دليلت بايدت زو رو متاب» معذرت مىخواهم كه شعر را درست نگفتم.
در اينجا روش تجربى را روش علوم مىدانيم و ديالكتيك جمعبندى كلىترين قوانينى مىباشد كه ناظر بر علوم است. كلىترين قوانينى كه ناظر بر علوم است همان اصولى است كه در ديالكتيك جمع بندى شده است. چون مسأله را آقاى مصباح مطرح كردند توضيح مىدهم و مىگويم اگر بخواهيم يك بار و به طور خلاصه اين مسأله را در يك جمله بيان كنيم بايد بگوييم كه ديالكتيك هم روشى براى انديشه است و هم روشى براى هستىشناسى است. هم ناظر بر هستىشناسى ـ انتولوژى [ontology] است و هم ناظر بر شناختشناسى يا قوانين شناخت ـ اپيستمولوژى ـ [EPistemology] است.
سؤال ديگرى را آقاى سروش راجع به تاثير متقابل و نقش جادوگرى و سحر و امثال اينها مطرح كردند. مطرح شد كه جهان يك كل به هم پيوسته و در حال تغيير و تكامل مىباشد و اين دليل نمىشود تا ما هر دو شىء جداگانه را آنگونه كه مىخواهيم و اراده مىكنيم، در ارتباط با يكديگر قرار دهيم. آنچه درباره سحر مطرح شد كه مثلاً نقوشى را روى صفحه كاغذ مىكشند و بعد ادعا مىكنند كه بيمار را بهبود مىبخشد يك كار قانونمند هستىشناسى نيست اين عمل ناظر بر قوانين مستقل از ذهن كه در هستى خارجى عمل مىكند، نيست. اين ادعا يا تصورى است كه در ذهن جادوگر شكل گرفته و ارتباطى به قوانين هستىشناسانه ندارد. آنچه ما از تاثير متقابل و همبستگى كل جهان منظور نظر داريم، قوانينى و روابط و ارتباطاتى است كه مستقل از ذهن ما در هستى خارجى وجود دارند و ما مىتوانيم آنها را بشناسيم. اين ارتباطات براى خود قانونمندى خاصى دارند. ما نمىتوانيم آن قانونمندى را به دلخواه و به صورت غير علمى و يا ضد علمى تفسير كنيم.
مجرى: با توجه به اين كه يك دقيقه از وقت اختصاصى شما مىگذرد؛ از آقاى مصباح خواهش مىكنيم [بحث را دنبال كنند] البته با توجه به سؤالاتى كه در دور اول درباره مسأله تكامل مطرح نموديد كه تكامل منحصر به حيات است ولى آقاى طبرى