گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - مباحث ايدئولوژى
آن گرهها گشوده بشود و بر اساس نظر واقعى طرف مقابل پاسخ داده شود. لذا براى اينكه گره گشوده بشود، بايد پرسيد. من تصور مىكنم كه اصل سؤال را ناچار ما بايد بپذيريم. ضمناً تجربه اين بحث، يك چيز ديگر را هم نشان مىدهد كه اگر بحث در ... واقع شود جنبه تجريدى پيدا مىكند و به استدلالات و براهين فنى نيازمند است و همين نكته دشوارى بحث را تا حدود زيادى ـ در چهارچوبه يك برنامه تلويزيونى ـ نشان مىدهد. با وجود اين حالا كه در آن وارد هستيم تا آنجا كه بتوانيم كوشش خواهيم كرد. اينجا سؤالات مختلف از طرف جناب آقاى مصباح مطرح شد. همينطور سؤالات مختلفى از طرف آقاى سروش مطرح گرديد. من سعى مىكنم كه به آنها پاسخ بگويم. جناب آقاى مصباح فرمودند كه لنين مىگويد مادّه يك مقوله فلسفى است و اگر يك مقوله فلسفى است، لذا بايد فلسفه به آن جواب بدهد. پس چگونه ما خواستار اين هستيم كه علم به آن پاسخ بدهد؟ و مشخصات آن را معين بكند؟ درحقيقت به بيان دقيقتر قضيه اينگونه مىباشد كه لنين گفته است مادّه به مثابه مقوله فلسفى داراى فلان تعريف است. همانگونه كه مادّه به مثابه مقولات گوناگون مىتواند مطرح بشود. مادّه به عنوان مقوله علمى هم مىتواند مطرح بشود كه بايد علم آن را در جهات مختلف روشن بكند. همانگونه كه مقوله فلسفى مادّه هم مىتواند مطرح بشود و لنين ـ باصطلاح ـ حد و رسم مقوله فلسفى مادّه را ـ آنگونه كه در مقابل ايدهآليستها لازم بود ـ بيان كرده است.
آقاى مصباح: خيلى معذرت مىخواهم. اگر اجازه بفرماييد توضيح بدهم كه اين عرض بنده در مقابل آن فرمايش شما بود كه فرموديد لنين مىگويد چون علم بايد در اطراف مادّه بحث بكند و اثبات بكند، دخالت فلسفه بوالفضولى است.
آقاى طبرى: آيا بيان مختصاتش مقصود شما است؟
آقاى مصباح: بله، بنده برداشتم اينگونه بود كه بنابراين اصلا فلسفه حق ندارد درباره مادّه بحث بكند.
آقاى طبرى: نه.
آقاى مصباح: پس اشتباهى رخ داده است.
آقاى طبرى: براى اينكه در قرن ١٨ عدهاى از فلاسفه اظهار نظر نمودند كه ماده داراى بُعد است. ماده داراى وزن و جرم است و ماده داراى شكل است الى آخر. به هر