گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٤
آقاى سروش: بله. همين را مىخواهم بگويم.
آقاى نگهدار: شما به گندم مثال آورديد. گندمها را روى هم مىريزيم و ببينيم كه چه مىشود. با هم مىرويم جلو تا ببينيم چه مىشود. منتظر مىمانيم.
آقاى سروش: با هم جلو مىرويم يعنى چه؟ يعنى منتظر مىمانيم تا چيزى رخ بدهد و آن وقت بگوييد اين همان تغير است. آقاى نگهدار، آيا به نظر شما اين قانون است كه ما بنشينيم تا بالاخره چيزى را از آن وسط پيدا كنيم و اسمش را تحوّل كيفى بگذاريم؟! صحبت از همين است. آقاى نگهدار، بايد بنشينيم و منتظر بمانيم تا چه رخ بدهد؟ هر چه پيش آيد؟ بالاخره يك چيزى مىشود يا گندمها مىريزند و يا فرفره روى زمين مىافتد و آنگاه مىگويند اين همان تحول مورد نظر ما است!! آيا اين قانون است كه منتظر بمانيم ببينيم بالاخره چه رخ مىدهد بعد هر چه رخ داد آن را تحول بناميم؟! تازه آن وقت شما اعتراض مىكنيد كه چرا سنگينتر شدن آب را در چهار درجه حرارت تحوّل كيفى مىگويم! اين كه خيلى مشخصتر است. اينكه آب داراى وزن مخصوص سنگينتر مىشود، يك حالت كاملا تازهاى است. هيچ فرقى با حالت ميعان ندارد و يا با حالتى كه آب به صورت بخار در مىآيد تفاوتى ندارد. يك خصوصيت فيزيكى در آبى كه وزنش سنگينتر است، ايجاد مىشود كه از جهات مختلف قابل تفسير است. شما به ما مىگوييد چرا اين را تحوّل كيفى مىگيريد؟! اين كه خيلى بارزتر است.
آقاى نگهدار: من اعتراض نكردم.
آقاى سروش: اگر اعتراض نكرديد [پس] اين آب دائماً در حال تحوّل كيفى و تحوّل كمّى است. اگر اينگونه است، پس از اين قانون چه باقى مىماند؟ همه چيز هميشه در حال تحوّل كمّى و تحوّل كيفى است. چون در هر لحظه بالاخره يك چيزى از آن عوض مىشود و بالاخره يك تغييرى ايجاد مىشود. حداقل اين است كه زمانش عوض مىشود. يعنى اين در اين زمان و در لحظه پنجاهم است ـ مثلا ـ و آن در وقت ديگر و در لحظه پنجاه و يكم است. شما هم ممكن است بگوييد...
آقاى نگهدار: زمان يك تعيّن كيفى است يا يك تعيين كمّى است؟ البته بنابر استنباطى كه از بيان ما داشتيد.