گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٧
مشاهده مىشود، امّا ادامه و اعتلاى آن را در مراحل بالاتر شيميايى، زيستى، اجتماعى، فكرى، تمدّنى و غيره در كره زمين ـ عجالتاً ـ مىبينيم. البته كسانى حدس مىزنند كه تمدّنهاى ديگرى وجود داشته باشد ولى ثابت نشده است. پس به اين ترتيب تنها قانون و اصل ديالكتيك كه جهانشمول است، همانا اصل ارتباط تغيير است و بقيه اصول كالبدشكافى اين اصل هستند مانند اين كه اين اصل چگونه كار خودش را انجام مىدهد؟ يعنى در حقيقت يك مقدار اصول درجه دوم اتخاذ و استخراج مىشود كه اين اصول گستره و ميدان و حيطه عملش محدود است و به عاميّت و جهانشمولى اصل اوّل نيست. اينها آن قواعدى است كه گفتيم. حالا از ميان آن اصول مطروحه، مسأله تغييرات كمّى و تغييرات كيفى مدّ نظر ما مىباشد. من اينجا اين نكته را عرض كردم كه ديالكتيك مدّعى است مابين تغييرات كمّى و تغييرات كيفى رابطه وجود دارد. تغييرات كمّى در يك درجه معيّنى ـ كه به آن نسبتها مىگويند ـ مىتوانند به تغييرات كيفى منجر شوند. ولى افزودم كه همه تغييرات به اين شكل انجام نمىگيرند. اگر براى آن جهانشمولى قائل شويم كه همه تغييرات عبارتند از تغييرات كمّى تدريجى كه به تغييرات كيفى ناگهانى منجر مىشوند، طبيعتاً اين اصل و منظر وجود را فوقالعاده ساده نمودهايم. در حالى كه منظره وجود از اين متنوّعتر است و اين تنوّع نشان مىدهد كه ممكن است تغييرات كيفى به كيفى هم انجام بگيرد و يا تغييرات كمّى به تغييرات كيفى منجر نشود. آقاى سروش نمونههايى را گفتند. ولى آنچه كه گفته شد اين است كه چنين قانونى هم وجود دارد كه برخى تغييرات كمّى در حركت خودشان به تغييرات كيفى منجر مىشوند و اين نوع، كم هم نيستند و موارد و مصاديقش هم در جهان طبيعت و هم در جهان انسانى فوق العاده زياد است. يعنى در تمدّن انسانىِ ما مصاديقش خيلى زياد است و به ما براى درك بسيارى از چيزها مانند اين كه چگونه حركت تدريجى به حركت دفعى منجر مىشود، و يا اينكه چگونه حركت «رفرمى» [evolution] و «رفرميستى» به حركت انقلابى منجر مىشود و يا اينكه چگونه «اوليسيون» كه تحوّل تدريجى است به «رولوسيون» [revolution]كه تحوّل انقلابى است منجر شود، كمك مىكند و رازى را براى ما كشف و ارتباطى را براى ما حل مىكند، ولى هرگز نمىگويد اين ارتباط جهانشمول است و ما در همه چيز