گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٢
اشيا و... رخ مىدهد چيست؟ صرفاً به تشخيص خودشان هر جايى را كه مىخواستند تحوّل كيفى مىدانستند و ماقبل آن را تحوّل كمّى نام مىگذاشتند و هر جا را هم كه نمىخواستند تحوّل كيفى محسوب مىكردند. و يا همچنان جزو تحوّل كمّى حساب مىكردند تا نقطهاى كه به تشخيص خودشان صلاحيّت تعبير تحوّل كيفى را داشته باشد. در واقع اين قانون قانونى است كه پس از وقوع واقعه مفيد واقع مىشود نه قبل از وقوع واقعه. يعنى وقتى كه حادثهاى اتفاق افتاد و در يك مملكتى خبرى شد و يا در جسمى اتفاقى افتاد، آن موقع مىگوييم اينجا اسمش تحوّل كيفى است و ماقبل آن هر چه كه اتفاق افتاده است تحوّل تدريجى و كمّى مىناميم. يعنى در واقع اين قانون به يك ابزار نامگذارى تبديل مىشود. آن هم در دست كسانى كه مايلند جهان و جامعه را به نحو خاصّى و مطابق آنچه كه از ايدئولوژى خودشان آموختهاند و متمايل به تبيين آنچنانى هستند، تبيين كنند. والاّ چه دليلى داريم كه مثلا آب چهار درجه را نسبت به آب سه درجه داراى تحوّل كيفى ندانيم. اگر شما معتقد باشيد كه آب چهار درجه سنگينترين وزن مخصوص را نسبت به بقيّه آبها دارد ـ كه همينطور هم است ـ بنابراين بايد آب چهار درجه تحوّل كيفى داشته باشد. لذا تحولات آب تا سه و يا چهار درجه تحوّلات كمّى محسوب مىشود. ولى آبى كه در پنج درجه است قطعاً يك خصوصياتى دارد كه آب چهار درجه و شش درجه آنها را ندارند. آب پانزده درجه هم همينطور، الى آخر. مثلا مقدار كالرى كه آب ١٥ درجه مىگيرد تا يك درجه حرارتش بالاتر برود، يك كالرى است در حالى كه آب ده درجه و بيست درجه و... هيچكدام چنين خصوصيتى را ندارند. اين شكل قانونگذارى نمودن در واقع خيلى سطحى و عادى نظر كردن به عالم است كه از يك نقطه به بعد را همينطور كه عموم مردم به آن تحوّل مىگويند، آنها هم تحوّل مىنامند و يا يك عنصر دلخواه در پيشاپيش وجود داشته است كه به آنها گفته از كجا به بعد را جهش و تحوّل و انفصال بدانيد و ماقبل آن را تحوّلات تدريجى و كمّى بدانيد و پس از آن را تحوّلات كيفى نامگذارى كنيد. ملخّص سخنم اين است كه اوّلا در اين قانون ابهام است. ثانياً دليل و سندى براى آن ذكر نشده است. ثالثاً اين قانون نقض فلسفى دارد. رابعاً نقض علمى دارد. و بالاخره به دليل ابهام، هيچ هنرى جز اينكه موجب اعمال سليقههاى شخصى در تبيين جهان بوده است، هيچ نقش و اثر ديگرى نداشته است.